یعنی چه
واژه معزول به فردی اطلاق میشود که با حکم یا تصمیمی رسمی، از جایگاه، شغل یا منصب اداری، سیاسی و نظامی خود برکنار شده باشد. این کلمه وضعیت شخصی را نشان میدهد که دیگر قدرت یا مسئولیت قبلی خود را ندارد و خانهنشین یا منفصل از خدمت شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «مَعْزول» است که در زبان فارسی با سکون روی حرف «ع» و کشیدگی آوا در بخش دوم خوانده میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «برکنار شده یا از منصب افتاده»، واژه ۵ حرفی «معزول» یا «مخلوع» از پاسخهای بسیار رایج است.
به انگلیسی
بسته به متن و جایگاه فرد (اداری یا سیاسی)، کلمات متفاوتی در انگلیسی معادل معزول هستند؛ برای مقامات اداری اغلب Dismissed و برای مقامات سیاسی Deposed به کار میرود.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا به شکل مخلوع و منفصل برای اشاره به فرد برکنارشده استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی برای این کلمه شامل «برکنارشده»، «از کار رانده»، «منفصل» و در حالات خاص «خانهنشین» است.
جمعبندی و توضیح کامل معزول
واژه «معزول» یک اسم مفعول از ریشه عربی «عزل» به معنای کنار گذاشتن و جدا کردن است. این اصطلاح در ادبیات اداری، فقهی و سیاسی برای توصیف فردی به کار میرود که به دلایل مختلف انضباطی، تغییرات ساختاری یا اتمام دوره، از سمت و مسئولیت خود کنار گذاشته شده است. در متون کهن و مذهبی مانند قرآن کریم نیز مشتقات این واژه به معنی محروم شدن و دور ماندن از یک جریان خاص (مانند شنیدن وحی) استفاده شده است.
بررسی مترادفهایی چون مخلوع، منفصل و مطرود نشان میدهد که این کلمه بار معنایی سلب اختیار و قدرت را به همراه دارد. در مقابل، واژگانی مانند منصوب و برگماشته به عنوان متضادهای اصلی آن، جریان پذیرش مسئولیت را نشان میدهند. شناخت این جایگاه زبانی به درک دقیقتر متون حقوقی و اداری کمک شایانی میکند.