یعنی چه
صومعهداری در لغت به معنای اقامت گزیدن در صومعه و مداومت بر عبادت و عزلتنشینی است. این واژه اصطلاحاً به مسلک رهبانیت، زهدگرایی و دوری از تعلقات مادی و دنیوی برای تقرب به خداوند اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت صَو-مَ-عِ-دا-ری تلفظ میشود که شامل مصوتهای کوتاه و بلند در زبان فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «صومعه داری» به عنوان پاسخ ۹ حرفی برای راهنماهایی مثل «رهبانیت» یا «گوشهنشینی برای عبادت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به آیین صومعهنشینی و شیوه زندگی زاهدانه در صومعه از واژگان مذکور استفاده میشود.
به عربی
در فرهنگ عربی، مفهوم صومعهداری با واژهٔ الرهبنة که همان ترک دنیا برای عبادت است، همپوشانی کامل دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه عبارتند از صومعهنشینی، چلهنشینی، زاهدپیشگی و دیرنشینی که همگی برریدن از خلق و روی آوردن به حق دلالت دارند.
نماد چیست
صومعهداری نماد پاکدامنی، ترک دنیا و فرار از مادیات است. با این حال، در ادبیات عرفانی فارسی و اشعار بزرگان، گاهی به عنوان نمادی برای زهد ریایی، خودپسندی مذهبی و قضاوتگری در برابر صفای دل رندانِ خراباتی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل صومعه داری
واژهٔ صومعهداری یک حاصلمصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ «صومعه» (با ریشه عربی یا سریانی به معنی محل عبادت) و پسوند فارسی «داری» تشکیل شده است. این واژه در اصل به معنای مداومت بر اقامت در صومعه و اداره کردن آن به قصد عبادت و انزواست که در جریان رشد مفاهیم دینی به مظهر و نماد رهبانیت، زهد و صوفیگری تبدیل شده است.
اگرچه خود این واژه در قرآن نیامده، اما شکل جمع آن یعنی «صوامع» در آیه ۴۰ سوره حج به عنوان یکی از مکانهای مقدس تجلیل از نام خداوند ذکر شده است. در ادبیات منظوم فارسی، صومعهداری جایگاه ویژهای دارد؛ شاعرانی چون سعدی و حافظ از آن هم به عنوان جایگاه پارسایی و هم در وجه انتقادیاش یعنی جلوهگری و زهد ریایی یاد کردهاند تا تضاد میان ظاهر پرهیزکار و باطن آلوده را نمایان سازند.