یعنی چه
عبارت «تا حجاب» یک اصطلاح مستقل نیست، بلکه از ترکیب حرف «تا» و واژهٔ «حجاب» ساخته شده است. حجاب در لغت به معنای پرده، ستر و هر نوع مانعی است که از دیده شدن یا رسیدن به چیزی جلوگیری کند. در کاربرد امروزی، این واژه بیشتر برای اشاره به پوشش اسلامی و شرعی بانوان به کار میرود.
تلفظ
واژهٔ اول (تا) با فتحه و واژهٔ دوم (حجاب) با کسرِ حرفِ حاء [hejab] تلفظ میشود.
در جدول
این عبارت در بازیهای شرح در متن و جداول کلمات متقاطع به عنوان یک ترکیب ۶ حرفی شناخته میشود که ریشه در مفهوم پوشش و حاجب دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از واژه عمومی Veil برای پرده و رویبند، یا از واژه تخصصی Hijab برای پوشش مذهبی استفاده کرد.
به عربی
خود واژهٔ حجاب ریشهٔ عربی دارد، اما برای مصادیق مختلف آن در عربی کلمات دقیقتری مانند خمار (برای سر) و ستر (برای عموم پوشش) وجود دارد.
در قرآن
واژهٔ حجاب صراحتاً ۷ بار در قرآن کریم ذکر شده است. نکته قابل توجه این است که در آیات قرآنی (مانند آیه ۵۳ سوره احزاب)، حجاب بیشتر به معنای یک پرده یا حایل فیزیکی و معنوی میان دو گروه یا دو چیز به کار رفته است، و برای پوشش زنان از واژگان دیگری مثل «جلباب» و «خُمُر» استفاده شده است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و عامه، حجاب نماد پایبندی مذهبی، تقوا، حیا و عفاف است. اما در ادبیات عرفانی و سلوک، حجاب نماد هر آن چیزی است که میان قلب بنده و شهود حقیقت (خداوند) فاصله میاندازد؛ مانند حجابِ منیت، غرور یا تعلقات دنیوی.
جمعبندی و توضیح کامل تا حجاب
عبارت «تا حجاب» به عنوان یک اصطلاح یکپارچه و مستقل در فرهنگ لغات ثبت نشده است، بلکه ترکیبی است از حرف غایت یا مسافت «تا» به همراه واژهٔ اصیل و ریشهدار «حجاب». کلمه حجاب که از ریشه عربی «ح ج ب» مشتق شده، در اصل به معنای منع کردن، پرده و هر نوع حایل فیزیکی یا غیرفیزیکی میان دو چیز است که مانع از رویت یا اتصال آنها به یکدیگر میشود.
این واژه در طول زمان و در فرهنگ معاصر، بیشتر صبغه مذهبی و پوششی به خود گرفته و به عنوان پوشش شرعی و اسلامی بانوان شناخته میشود. با این حال، بررسی سیر تطور آن در قرآن و متون کهن نشان میدهد که معنای اولیه آن بسیار گستردهتر بوده و به هر نوع مانع یا ستر اطلاق میشده است.
در حوزه ادبیات عرفانی نیز این کلمه جایگاه ویژهای دارد و شعرا و عارفان بزرگ از آن برای توصیف موانع درونی و نفسانی استفاده کردهاند که مانع تجلی انوار الهی بر دل انسان میشود؛ مفهومی که کاملاً با ریشه لغوی آن یعنی «حاجب و مانع شدن» همخوانی دارد.