یعنی چه
گنوسیسم نام یک جریان فکری، مذهبی و باطنی (رازآمیز) است که در قرون اولیهٔ میلادی رواج داشت. پیروان این آیین معتقد بودند که نجات و رستگاری روح انسان از جهان مادی (که آن را تاریک و شر میدانستند)، نه از طریق ایمان یا متون ظاهری، بلکه تنها از طریق یک «معرفت شهودی، باطنی و کشف و شهود مستقیم» که به برگزیدگان الهام میشود، امکانپذیر است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت «گُنوسیسم» تلفظ میشود که ریشه در واژه یونانی گنوسیس دارد. در متون عربی و اسلامی اغلب به صورت «غُنوصیه» نگارش و تلفظ شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۷ حرف دارد. از طراحان جدول ممکن است به عنوان معادل «معرفتگرایی» یا «مکتب باطنگرایی باستان» نیز از آن یاد کنند.
به انگلیسی
واژه انگلیسی آن Gnosticism است که از ریشه یونانی Gnosis به معنای دانش و معرفت مشتق شده است.
به فارسی
بهترین و دقیقترین معادلهای فارسی و تخصصی برای این واژه «معرفتگرایی»، «باطنگرایی»، «آیین مذهب گنوسی» و «حکمتِ اِشراقی/رازورزانه» هستند.
نماد چیست
این مکتب نماد رسمی و یگانهای ندارد زیرا یک دین واحد نبود، بلکه مجموعهای از فرَق گوناگون بود. با این حال، در برخی متون اسطورهای و طلسمهای گنوسی قدیمی، تصویر موجود افسانهای به نام «آبراکساس» (موجودی با سر خروس و پاهایی از مار) یا نماد «اوروبوروس» (ماری که دم خود را میخورد) به عنوان نشانههای فکری آنها دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گنوسیسم
گنوسیسم یا معرفتگرایی یکی از تاثیرگذارترین جریانهای فکری و عرفانی در قرون اولیه میلادی بوده است. ریشه این واژه به اصطلاح یونانی «گنوسیس» به معنای دانش و معرفت باطنی برمیگردد. پیروان این دیدگاه، جهان مادی را قلمرویی تاریک و آمیخته به شر میدانستند و باور داشتند که روح انسان در این کالبد خاکی زندانی شده است. راه نجات از نظر آنان، نه عمل به شریعت ظاهری و نه ایمان محض، بلکه دست یافتن به یک آگاهی الهامی و شهود مستقیم بود.
این مکتب فکری ساختار یکپارچهای نداشت و به شکل فرقههای متعدد در سراسر نظامهای مذهبی آن دوران نفوذ کرد. از نمونههای بارز تاریخی و نزدیک به این تفکر میتوان به آیین مانوی و همچنین آیین مندایی (صابئین) اشاره کرد که امروزه نیز پیروان آن در بخشهایی از خوزستان و عراق زندگی میکنند. در حقیقت، محققان ادیان صابئینِ مندایی را تنها فرقه گنوسی فعال و باقیمانده از دوران باستان تا به امروز به شمار میآورند.
در تقابل با ظاهرگرایی مذهبی، گنوسیسم بر تجربه درونگرایانه تاکید دارد. از سوی دیگر، این جریان کاملاً در تضاد با ندانمگرایی (آگنوستیسیسم) قرار میگیرد؛ چرا که آگنوستیکها شناخت ماوراءالطبیعه را غیرممکن میدانند، در حالی که گنوسیها بر این باورند که عالیترین شکل شناخت، از طریق کشف و شهود برای انسان ممکن است.