یعنی چه
صهارة واژهای اصالتاً عربی است که به هر چیز ذوبشده و گداخته (بهویژه فلزات مذاب یا پیه آبدیده) اشاره دارد. همچنین در متون کهن لغوی به معنای تکهها و پارههای پیه، مغز استخوان و مغز سر نیز به کار رفته است. در برخی منابع نادر گذشته نیز از آن به عنوان نامی برای آفتابپرست یاد شده است.
تلفظ
این واژه به صورت صُهارَة (با ضمه روی حرف صاد) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «ماده گداخته»، «پیه آبشده» یا نام کهن «آفتابپرست» کاربرد دارد و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از فعل ثلاثی مجرد «صَهَرَ» به معنی ذوب کردن و گداختن مشتق شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این کلمه شامل واژههایی چون گدازه، مادهٔ ذوبشده، چربی آبدیده و در برخی لغتنامهها مانند دهخدا «جزغاله» است.
در قرآن
عین واژهٔ «صهارة» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما ریشه و همخانوادهٔ فعل آن یکبار در آیه ۲۰ سوره مبارکه حج به صورت «يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ» به کار رفته که به معنای ذوب شدن و گداختن محتویات درون شکم و پوست گناهکاران با آب جوشان جهنم است.
نماد چیست
برای واژه صهارة نماد رسمی و ثبتشدهای وجود ندارد؛ اما از نظر معنایی و استعاری میتوان آن را نمادی از دگرگونیهای شدید، تحت فشار قرار گرفتن، ذوب شدن سختیها و از دست رفتن ساختار اولیه یک ماده دانست.
جمعبندی و توضیح کامل صهارة
واژه «صهارة» (با تلفظ صُهارَة) از ریشههای اصیل لغات عربی است که به زبان و ادبیات فارسی، بهویژه در متون کهن و لغتنامههای بزرگی چون دهخدا راه یافته است. معنای محوری این کلمه پیرامون فرآیند ذوب شدن و گداختن میچرخد؛ به طوری که هم به فلزات و مواد معدنی ذوبشده (گدازه) و هم به چربیها، پیهها و مغز استخوان آبشده اطلاق میگردد.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن مجید نیامده، اما ریشه فعلی آن در سوره حج برای توصیف عذاب ذوبکننده به کار رفته که اصالت فصاحت آن را تایید میکند. امروزه این کلمه بیشتر کاربردی دایرةالمعارفی و ادبی داشته و به عنوان یک واژه پنجحرفی چالشبرانگیز در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه طراحان و حلکنندگان جدول قرار میگیرد.