یعنی چه
این واژه در ادبیات فارسی دو معنا دارد؛ در بیان واقعی به حیوانی اشاره میکند که دم او بریده یا کنده شده است. اما در کاربرد عامیانه و کنایی، به عنوان یک صفت طنزآمیز یا سرزنشآمیز برای اشاره به افراد رند، زرنگ، آبزیرکاه و مکار (بهویژه در مواجهه با شیطنت کودکان) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این کلمه به صورت مکسور در حرف ب و واو مشدد نیست؛ واژهٔ اول «دُم» (Döm) و واژهٔ دوم «بریده» (Borideh) همراه با علامت جمع «ها» خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان صفت برای مکاران یا جانوران دمکنده کاربرد دارد و طول کلمه اصلی دقیقاً ۹ حرف است.
به انگلیسی
برای توصیف فیزیکی حیوان از اصطلاحات مربوط به دم کوتاه شده و برای توصیف ویژگی اخلاقی از صفات هوشمندی توام با شیطنت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه ابتر دقیقترین برگردان برای بریدگی دم است که در مفاهیم بلاغی نیز به کار میرود.
در قرآن
خود واژه «دمبریده» فارسی است و در متن قرآن وجود ندارد؛ اما معادل دقیق عربی آن کلمه «الأبتر» است که در آیه ۳ سوره مبارکه کوثر (إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ) به کار رفته است. ابتر در فرهنگ عرب به حیوان دمبریده و مجازاً به شخص بینسل و فرزندی که کارش نیمهکاره رها میشود، اطلاق میگردد.
جمعبندی و توضیح کامل دم بریده ها
واژه «دمبریدهها» ترکیبی کاملاً فارسی از دو جزء «دم» و «بریده» است که در طول تاریخ زبان، از یک توصیف ساده فیزیکی برای جانوران، به یک اصطلاح کنایی و استعارهای عمیق در فرهنگ عامه تبدیل شده است. در باورهای قدیمی، حیواناتی مانند روباه اگر دم خود را در تله یا حادثهای از دست میدادند، باتجربهتر، آسیبدیدهتر و در نتیجه مکارتر میشدند؛ از این رو این اصطلاح برای انسانهای بسیار رند و محیل به کار رفت.
این عبارت در ادبیات عامیانه امروزی جنبه صمیمانه یا طنزآمیز نیز به خود گرفته و گاهی برای خطاب قرار دادن کودکان باهوش و بازیگوش استفاده میشود. از سوی دیگر، ریشههای معنایی معادل آن در زبان عربی (ابتر) پیوند جالبی را با مفاهیم قرآنی و ادبیات دینی برقرار میسازد که نشاندهنده گستردگی ابعاد این واژه در زبانهای همسایه است.