یعنی چه
عارض شدن به دادگاه به معنای دادخواهی، تظلمخواهی، اقامه دعوا و بردن شکایت به نزد قاضی یا حاکم است. در نظام قضایی قدیم، به شخص شاکی یا خواهان «عارض» میگفتند که عریضه یا شکایتنامه خود را به مراجع قضایی تقدیم میکرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «عارِض شُدَن به دادگاه» (ārez šodan be dādgāh) است که از ترکیب واژه عربی عارِض و افعال فارسی ساخته شده است.
در جدول
در حل جدول، کلمه ۱۵ حرفی به معنی تظلمخواهی و شکایت به قاضی، عبارت «عارض شدن به دادگاه» است. همچنین کلماتی مانند دادخواهی یا اقامه دعوا نیز در این بستر کاربرد دارند.
به انگلیسی
اصطلاحات انگلیسی معادل این مفهوم شامل To go to law، To litigate و To sue هستند که همگی به فرآیند قانونی شکایت و دادخواهی اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل دادخواهی کردن، شکایت بردن، گلهگذاری قانونی و اقامه دعوا است.
در قرآن
خود این عبارت ترکیبی در قرآن نیامده است؛ اما ریشه عربی آن (ع ر ض) در قالب کلمه «عارِض» در آیه ۲۴ سوره احقاف به معنی ابر پدیدار شونده در آسمان ذکر شده است: «قَالُوا هَٰذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا».
جمعبندی و توضیح کامل عارض شدن به دادگاه
اصطلاح «عارض شدن به دادگاه» یکی از تعابیر قدیمی و اصیل در ادبیات حقوقی ایران است که به فرآیند رسمی شکایت و تظلمخواهی اشاره دارد. این عبارت ترکیبی از اسم فاعل عربی «عارض» و فعل فارسی «شدن» تشکیل شده و نشاندهنده پناه بردن فرد ستمدیده یا شاکی به محضر حاکم یا قاضی برای احقاق حق است. در دوران گذشته، شخص شاکی با تنظیم «عریضه» یا همان شکایتنامه، رسماً عارض دادگاه میشد.
از نظر ریشهشناسی، واژه عارض به معنای پیشآمده یا پدیدار شونده است و در اصطلاح عدلیه قدیم، به کسی اطلاق میشد که مشکلی برایش پیش آمده و آن را به قاضی عرضه میکرد. امروزه اگرچه عبارات مدرنتری مانند «اقامه دعوا»، «تقدیم دادخواست» یا «شکایت کردن» جایگزین این اصطلاح شدهاند، اما ریشههای تاریخی آن همچنان در ادبیات مکتوب و متون حقوقی کهن به چشم میخورد.