یعنی چه
واژه بحر در لغت به معنای دریا، اقیانوس و پهنه وسیعی از آبهای شور است. در اصطلاح ادبیات و عروض، به وزنها و آهنگهای خاص شعر (مانند بحر متقارب یا رمل) بحر میگویند. همچنین در ادبیات به طور مجاز برای اشاره به انسانهای بسیار بخشنده یا دانشمندانی که دانش عمیقی دارند (متبحر) استفاده میشود. در اصطلاح عامیانه نیز عبارت «تو بحر چیزی رفتن» به معنی تمرکز شدید و غرق در تفکر شدن است.
تلفظ
این کلمه به صورت بَحر (فتحه روی حرف اول و سکون روی حروف بعدی) تلفظ میشود.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از کلمات Sea و Ocean استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به همین صورت به کار میرود و جمعهای آن بحار، بحور و ابحر هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و رایج این واژه در زبان فارسی کلماتی مانند دریا، یم، اقیانوس، قاموس و قلزم هستند. همچنین واژههای بَرّ و هامون به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
واژه بحر و مشتقاتش (به صورت مفرد، مثنی و جمع) ۴۱ بار در قرآن کریم ذکر شده است. در فرهنگ قرآنی، بحر هم در مقام رحمت و نعمت (مانند کشتیرانی و صید) و هم در مقام عقوبت به کار رفته است؛ برخلاف واژه «یم» که بیشتر در مقام عذاب و ترس استفاده شده است. از آیات مشهور آن میتوان به آیه ۱۴ سوره نحل اشاره کرد.
نماد چیست
در ادبیات، فرهنگ عامه و عرفان، بحر نماد عظمتِ بیپایان، بخشندگی بیکران، ژرفای عمیق، رازآلودگی و گاهی آشفتگی، طوفان و غلیان درونی است.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه بحر
واژه بحر یک کلمه با ریشه عربی (از ریشه ب-ح-ر به معنای شکافتن و وسیع کردن) است که به طور گسترده وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه در معنای اولیه خود به پهنههای آبی بزرگ مانند دریا و اقیانوس اشاره دارد، اما کاربرد آن در حوزه شعر و عروض برای تعیین وزن و آهنگ اشعار نیز بسیار حیاتی است.
این واژه حضور پررنگی در متون مقدس از جمله قرآن کریم دارد و در ادبیات عرفانی و عامیانه فارسی نیز کاربردهای کنایی و مجازی فراوانی پیدا کرده است؛ به طوری که از دانشمندان بزرگ با صفت متبحر یاد میشود و در اصطلاحات روزمره، غرق شدن در فکر را تو بحر چیزی رفتن مینامند.