معنی
تبسم به معنای خندۀ ملایم، کنترلشده و کمترین حد خندیدن است؛ به طوری که دندانهای پیشین نمایان شوند اما صدای خنده شنیده نشود.
یعنی چه
این واژه در فرهنگهای لغت به نیمخنده یا حالت گشادهرویی تعبیر شده که نشاندهنده آرامش، مهربانی و رضایت درونی فرد است.
مترادف
واژههایی مانند لبخند و نیمخند نزدیکترین معادلهای معنایی به تبسم هستند.
متضاد
در کاربرد زبانی، حالتهای گرفتگی چهره مانند اخم و عبوس بودن، و همچنین گریه یا خندههای بلند و باصدا (قهقهه) متضاد تبسم به شمار میروند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ب س م» مشتق شدهاند.
ریشه
اصل این واژه عربی و از مصدر باب تفعل (تبسُّم) است که وارد زبان فارسی شده و به مرور زمان کاملاً تثبیت گردیده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «تبسم» با ۴ حرف است، هرچند ممکن است با توجه به تعداد حروف، معادلهای دیگر آن مثل لبخند نیز مد نظر باشد.
به انگلیسی
معادل اصلی و بینالمللی این واژه در زبان انگلیسی واژه Smile است.
جمعبندی و توضیح کامل تبسم
واژه تبسم با ریشه عربی، یکی از زیباترین کلمات وارد شده به زبان فارسی است که به معنای لبخند ملایم، بیصدا و گشادهرویی به کار میرود. این کلمه در ادبیات فارسی نماد مهربانی، عشق لطیف، صلح و امید است و در عرفان نیز به عنوان نشانهای از رضایت الهی یا نور درونی انسان توصیف میشود.
در متون مذهبی و قرآن کریم نیز این مفهوم جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در آیه ۱۹ سوره نمل، به حالت تبسم حضرت سلیمان در مواجهه با سخن مورچه اشاره شده است. همچنین در فرهنگ عامه و احادیث اسلامی، تبسم در روی دیگران نمادی از حسن خلق و معادل نیکوکاری و صدقه دانسته میشود.