یعنی چه
«رَش» در زبان عربی به معنای باران اندک، باران ریزه یا پاشیدن و افشاندن مایعات است. در اصطلاح عرفانی و ادبی، ترکیب «رش نور» به معنای فیض جزیی، پرتو افشانی کمرنگ یا ترشحات انوار الهی است که بر جهان خلقت یا دل عارف میبارد و جرقههای بیداری را در او ایجاد میکند.
تلفظ
این ترکیب به صورت اضافهٔ بیانی یا تخصیصی و با فتح حرف اول خوانده میشود: رَشِ نور.
در جدول
پاسخ این عبارت در جدولهای متقاطع «رش نور» است که دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی که مفهوم پاشش یا افشاندن لایهای ظریف از نور را برسانند.
به فارسی
واژههای مترادف و برگردانهای روان فارسی این ترکیب شامل فروغ اندک، نمباران روشنی، تجلی جزیی و پرتو افشانی ملایم است. همچنین از نظر ریشهشناسی، واژه «رش» عربی (از ریشه ر-ش-ش به معنی افشاندن مایع) با «نور» ترکیب شده و همخانواده با کلماتی چون رشحه و ترشح است.
در قرآن
عین ترکیب «رش نور» در متن قرآن کریم وجود ندارد. ریشه «رش» نیز به صورت اسمی یا فعلی در قرآن نیامده است، اما واژه «نور» به دفعات و در سوره هایی مانند سوره مبارکه نور به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اشعار بزرگان، این ترکیب نمادی از فیض ابتدایی و اندک خداوند به بنده، جرقههای هدایت در تاریکی دنیای مادی، و آمادگی اولیه سالک برای دریافت تجلیات بزرگتر الهی است.
جمعبندی و توضیح کامل رش نور
ترکیب عرفانی و ادبی «رَشِ نور» یکی از تعابیر زیبای به کار رفته در اشعار صوفیانه و متون کهن پارسی است. این اصطلاح که از ترکیب واژه عربی «رش» (به معنی باران ریز و افشاندن) و «نور» پدید آمده، اصطلاحاً به معنای ریزش قطرهچکان و جزیی انوار الهی بر جان سالک و جهان هستی است. عارفان معتقدند که این فروغ اندک، اولین مرتبه از بیداری معنوی را در انسان رقم میزند.
شاهکارهای ادب فارسی نظیر مثنوی معنوی مولانا و گلشن راز شیخ محمود شبستری از این تعبیر بهره بردهاند؛ برای نمونه شبستری میگوید «قریب آن هست کو را رش نور است»، به این معنا که نزدیکی به ساحت حق با دریافت همین پرتوها و تجلیات جزیی آغاز میشود. این واژه در بازیهای کلامی و جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک عبارت ۵ حرفی و اصیل شناخته میشود.