یعنی چه
این عبارت یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است که به هر یک از استخوانهای باریک، دراز و خمیدهای دلالت دارد که قفسه سینه انسان و برخی جانوران را میسازند و وظیفه اصلی آنها حفاظت از قلب و ریه است.
تلفظ
این واژه ترکیبی با مصوتهای کوتاه و بلند به صورت «اُسْ تُخْ وانِ پَ هْ لو» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر به دنبال یک واژه ۱۱ حرفی برای اشاره به این عضو بدن باشید، خودِ ترکیب «استخوان پهلو» پاسخ اصلی است. طراحان جدول گاهی از معادلهای کوتاه آن مثل دنده یا ضلع نیز استفاده میکنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به تکتک این استخوانها یا کل قفسه سینه از واژه Rib استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به این استخوان «ضلع» میگویند که در هندسه نیز به معنای کناره یا لبه به کار میرود و جمع تکسیر آن اضلاع و ضلوع است.
نماد چیست
در ادبیات تمثیلی و سنتی، استخوان پهلو به دلیل ساختار طبیعی و خمیدهاش، نماد موجودات یا مفاهیمی است که کجی آنها جزو ماهیت و کاراییشان است و اگر برای راست کردنشان بیش از حد فشار بیاورید، میشکنند. همچنین به دلیل احاطه کردن قلب، نماد سپر حفاظتی و مراقبت است.
جمعبندی و توضیح کامل استخوان پهلو
ترکیب «استخوان پهلو» یک واژه صد درصد فارسی اصیل و آریایی است که از ادغام دو واژه باستانی «استخوان» (برآمده از پهلوی ast-axwān) و «پهلو» (برآمده از پهلوی ساسانی pahlūg) شکل گرفته است. این واژه در زبان عامه و کاربردهای روزمره جای خود را به کلمه «دنده» داده است اما همچنان در متون کهن و لغتنامههای مرجعی چون دهخدا به عنوان یک مدخل اصیل خودنمایی میکند.
نکته جالب و شایان ذکر این است که برخلاف باور عمومی و برخی روایات تفسیری راه یافته به ادبیات مذهبی (معروف به اسرائیلیات) مبنی بر آفرینش نخستین زن از استخوان پهلوی مرد، در متن خود قرآن کریم هیچ اشارهای به واژه ضلع یا این داستان نشده است؛ بلکه قرآن تأکید دارد که انسانها و همسرانشان از یک گوهر و جنس مشترک (نفس واحده) آفریده شدهاند.
در نگاه نمادین و ادبی، این عضو به دلیل شکل منحصربهفردش، همواره حسی از ظرافت، انعطافپذیری و در عین حال وظیفه خطیرِ پاسداری از حیاتیترین اندامهای درون سینه یعنی قلب و ریه را به ذهن متبادر میکند.