یعنی چه
واژه قمره بسته به ریشه و اعرابگذاری آن چند معنای مجزا دارد؛ در ادبیات فارسی بیشتر به معنای قمارخانه یا محل بازیهای شرطی به کار رفته است. در اصطلاحات دریانوردی به اتاقک یا کابین داخل کشتی قمره میگویند. همچنین در ریشه عربی به معنای ماه در شب سوم یا شب مهتابی و تابان است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان طراح سوال برای راهنمای «قمارخانه» یا «اتاق کشتی» کاربرد دارد و پاسخ آن واژه چهار حرفی «قمره» است.
به انگلیسی
برای مفاهیم مختلف این واژه، معادلهای دقیق انگلیسی بر اساس کاربرد در متن وجود دارد.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ برای توصیف شبهای نورانی یا بخشهای خاصی از فضاها نیز استفاده میشود.
به فارسی
واژههای جایگزین و هممعنی فارسی آن در متون کهن و نوین شامل قمارخانه، مکان شرطبندی، خراباتی، و در اصطلاح مدرنتر برای کشتی، همان کابین یا اتاقک است.
در قرآن
عین واژه «قَمَرة» یا «قُمْرة» در متن قرآن کریم نیامده است؛ با این حال، ریشه ثلاثی آن یعنی «قَمَر» (به معنی ماه) ۲۷ بار در قرآن تکرار شده و یکی از سورههای قرآن نیز به نام سوره «القمر» نامگذاری شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (به ویژه در اشعار خاقانی)، قمره به دلیل شباهت ساختاری قمارخانه به ششدره نرد، نماد دنیا، فریبخوردگی، تنگنا و ریسک محسوب میشود. در ریشه عربی نیز میتواند نماد روشنایی پنهان یا زیبایی کمرنگ باشد.
جمعبندی و توضیح کامل قمره
واژه «قمره» از جمله کلمات چندمعنایی است که در زبان و ادبیات فارسی کاربردهای متفاوتی را تجربه کرده است. رایجترین معنای کلاسیک آن در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، اشاره به «قمارخانه» یا محل بازیهای شرطی دارد که در اشعار قدیمی مجازاً به عنوان نمادی از دنیا و فریبهای آن به کار میرفته است.
علاوه بر این، در اصطلاحات تخصصی دریانوردی قدیم و جدید، به اتاقها و کابینهای اختصاصی داخل کشتی نیز قمره میگویند. این واژه از نظر ریشهشناسی عربی با تغییر در اعرابگذاری، به مفاهیمی همچون شب مهتابی یا ماه در شب سوم نیز اشاره دارد، هرچند که خود کلمه به این شکل در قرآن نیامده و تنها ریشه همخانواده آن یعنی قمر در آیات الهی ذکر شده است.