یعنی چه
عُرجون در لغت به قسمت چوبی و قوسداری گفته میشود که خوشه خرما را به درخت نخل متصل میکند. وقتی خرما را میبرند، این قسمت باقیمانده به مرور زمان خشک، باریک، زرد و خمیده میشود. همچنین در برخی منابع به نوعی قارچ سفیدرنگ (سماروغ) نیز اطلاق شده است.
تلفظ
این واژه به صورت عُ-رْ-جـو-ن (ʿUrjūn) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «چوب خوشه خرما» یا «پایک نخل»، واژه ۵ حرفی «عرجون» مد نظر است.
به عربی
این واژه ریشهٔ اصیل عربی دارد و به معنای بنِ خوشهٔ خرما پس از خشک شدن است.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحات مربوط به شاخه یا چوبِ خوشه استفاده میشود.
به فارسی
در گویشهای محلی جنوب ایران به این بخش از درخت نخل «پَنگ» میگویند. معادلهای دیگر آن در فارسی چوبِ خوشهٔ خرما و اسکلت خوشه است.
در قرآن
این کلمه تنها یکبار در قرآن کریم در آیه ۳۹ سوره یس آمده است: «وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ». در این آیه، خداوند حالتِ باریک، زرد و خمیدهٔ هلال ماه را در روزهای پایانی ماه قمری به یک عرجون کهنه و قدیمی تشبیه کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل عرجون
واژهٔ عربیتبار «عرجون» در اصل به معنای پایک و چوبِ باقیمانده از خوشهٔ خرما بر روی درخت نخل است که بر اثر مرور زمان و از دست دادن رطوبت، حالتی خشک، زرد رنگ و کاملاً قوسیشکل به خود میگیرد. در فرهنگ محلی مناطق جنوب ایران، از این بخش با نام «پنگ» یاد میشود.
شهرت و اهمیت عمدهٔ این واژه به دلیل کاربرد استعاری و زیبای آن در آیه ۳۹ سوره یس است. خداوند در این تصویرسازی منحصربهفرد، باریک شدن و خمیدگی هلال ماه را در شبهای پایانی ماه قمری به کجی و زردی یک عرجون کهنه (العرجون القدیم) تشبیه کرده است که نمادی از فرسودگی، پیرسالی طبیعی و سیر تکاملی پیش از نو شدن دوباره است.