معنی
واژه تکیده صفت مفعولی از مصدر تکیدن است و به فردی اطلاق میشود که گوشت بدنش آب شده، لاغر و استخوانی شده باشد و چهره یا اندامش نشاندهنده فرسودگی، بیماری یا تحمل سختیهای فراوان باشد.
یعنی چه
این کلمه زمانی به کار میرود که فردی به دلیل سن بالا، ابتلا به بیماری طولانیمدت یا کشیدن رنج و غصه فراوان، شادابی پوست و گوشت خود را از دست داده باشد و ظاهری استخوانی و رنجور پیدا کرده باشد.
تلفظ
این واژه به صورت فتحة اول (تَ)، کسره دوم (کِ) و فتحه یا های غیرملفوظ در پایان (دِ) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به کلماتی مثل لاغر، ضعیف، رنجور یا باریک، واژه ۵ حرفی «تکیده» به عنوان یک پاسخ دقیق و اصیل کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی چون Emaciated و Haggard دقیقاً همان حس و معنای تکیدگی و لاغری مفرط ناشی از سختی یا بیماری را منتقل میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای توصیف چهره یا بدن تکیده و آبرفته، از واژههای Süzgün یا Zayıflamış استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی اصیل فارسی برای این کلمه شامل نزار، رنجور، باریک، استخوانی و شکستهحال هستند که همگی بر کاهش وزن مفرط و ضعف بدنی دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل تکیده
واژه «تکیده» یک صفت مفعولی اصیل و زیبای پارسی از مصدر «تکیدن» است که در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای لاغر، ضعیف، نحیف و استخوانی شدن تعبیر شده است. این واژه معمولاً برای توصیف افرادی به کار میرود که گوشت بدن و صورتشان به دلیل کهولت سن، تحمل رنجهای روحی یا ابتلا به بیماریهای سخت تحلیل رفته و ظاهری شکسته پیدا کردهاند.
در ادبیات و فرهنگ عامه فارسی، چهره یا اندام تکیده فراتر از یک لاغری ساده فیزیکی است؛ این کلمه بار معنایی عمیقی دارد و به عنوان نماد و مظهر رنجکشیدگی، فرسودگی و اندوه فراوان شناخته میشود. متضاد این واژه کلماتی چون چاق، فربه، تنومند و شاداب هستند که پُری و سلامت بدن را نشان میدهند.
باید توجه داشت که در برخی لغتنامههای آنلاین به اشتباه این واژه را با کلماتی مثل «تکیه» یا «تأکید» خلط کرده و معادلهای غیرمرتبط آوردهاند، اما هویت واقعی این کلمه کاملاً مستقل و مربوط به قلمرو ضعف و لاغری مفرط جسمانی است.