یعنی چه
واژهٔ «نا چرانیده» یک صفت مفعولی مرکب و کهن در زبان فارسی است. این کلمه به معنای چرانیده نشده است و به مرتع، دشت یا مزرعهای بکر و دستنخورده اشاره دارد که گیاهان و علوفههای آن هنوز توسط هیچ دام و چهارپایی خورده و پاخورده نشده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «نا چُ را نی دِه» (nā-čorānide) است که از پیشوند نفی «نا» و صفت مفعولی «چرانیده» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ واژهٔ «نا چرانیده» دقیقاً دارای ۹ حرف است. همچنین ممکن است واژههای هممعنی مانند «تریکه» یا «بکر» نیز مد نظر باشد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه به مفاهیمی اشاره دارند که دستنخورده بودن مرتع از چرای حیوانات را میرسانند.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای «ناچرانده»، «نچریده»، «بکر» و «دستنخورده» به عنوان نزدیکترین معادلها و مترادفهای این کلمه شناخته میشوند. متضاد آن نیز واژههایی چون «چرانیده»، «چریده» و «پاخورده» است.
در قرآن
واژهٔ «نا چرانیده» یک ترکیب کاملاً فارسی و اصیل است؛ به همین دلیل در متن قرآن وجود ندارد و کاربرد قرآنی برای آن ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل نا چرانیده
واژهٔ «نا چرانیده» از جمله اصطلاحات کهن و اصیل زبان فارسی است که ساختاری کاملاً ایرانی دارد. این واژه از پیشوند نفی «نا»، بن ماضی سببی «چرانید» و پسوند صفت مفعولی «ـه» ساخته شده است و برای توصیف مراتع و علفزارهایی به کار میرود که به دلیل عدم ورود گلههای دام، پوشش گیاهی آنها کاملاً سالم، انبوه و دستنخورده باقی مانده است.
در فرهنگهای لغت قدیمی مانند دهخدا، این واژه معادل کلمهٔ عربی «تَرِیکَة» (به معنی مرغزار ناچرانیده مانده) قرار گرفته است. بررسی این واژه نشاندهندهٔ غنای زبان فارسی در ساخت صفتهای دقیق برای توصیف حالتهای مختلف طبیعت و دامداری در گذشته است.