یعنی چه
صیقل در اصل به معنی عمل جلا دادن و صاف کردن سطوح است. در گذشته به ابزاری که برای زدودن زنگار از روی شمشیر و آینههای فلزی به کار میرفت نیز صیقل میگفتند. این واژه مایهٔ درخشندگی، پاکی و شفافیت سطح اشیا میشود.
مترادف
متضاد
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت فتح صاد، سکون یاء و فتح قاف تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «زداینده زنگار»، «جلادهنده شمشیر» یا «پرداختکننده» میآید.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل «جلا»، «پرداخت» و در متون کهن «روشنگری» یا «زنگزدایی» است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ عامه، صیقل دادن استعاره از تهذیب نفس، تربیت اخلاقی و پاک کردن آیینهٔ دل از زنگار گناه و کدورت است تا بتواند انوار الهی و حقیقت هستی را به درستی منعکس کند.
جمعبندی و توضیح کامل صیقل
واژه صیقل ریشهای عربی دارد و از سه حرف (ص - ق - ل) گرفته شده است. این واژه پس از ورود به زبان فارسی، نه تنها در معنای مادی خود یعنی براق کردن و صاف کردن سطوح فلزی، سنگی و آینهها به کار رفت، بلکه جایگاه ویژهای نیز در ادبیات عرفانی پیدا کرد. صیقل دادن در ابعاد فنی به معنای از بین بردن زبری و زنگار است تا شیء به درخشندگی نهایی خود برسد.
گرچه این کلمه مستقیماً در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما مفهوم آن در قالب واژههایی چون تزکیه و تطهیر به چشم میخورد و در احادیث نبوی به وفور استفاده شده است؛ چنانکه یاد خدا را صیقلدهنده دلهای زنگارگرفته میدانند. در دنیای امروز نیز این کلمه در صنایع تولیدی و دکوراسیون در قالب صیقلکاری و پولیش سطوح کاربرد وسیعی دارد.