یعنی چه
«گرفتار شده» به معنای کسی یا چیزی است که در اسارت، بند، یا مضیقه قرار گرفته است. این واژه همچنین به مفهوم دچار شدن به بیماری، بلا، مصیبت یا غرق شدن در مشغلهها و کارهای زیاد به کار میرود. در ادبیات کهن فارسی نیز گاهی به معنای شیفته و عاشق شدن استفاده شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب مفعولی به صورت «گِ رِ فْ ت ا ر شُ دِ» است که از دو بخش «گرفتار» (صفت مفعولی) و «شده» (فعل کمکی) تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ۹ حرفی «گرفتار شده» به عنوان پاسخ مستقیم یا کلماتی نظیر مبتلا، دچار، اسیر، پابند، دربند، مقید و درمانده به عنوان کلمات جایگزین و هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع گرفتاری (فیزیکی، کاری یا روحی) میتوان از واژگان متنوعی در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای بیان مفهوم گرفتاری مادی و معنوی از ریشههای بلا، اسر و ورط استفاده میشود.
به فارسی
واژه «گرفتار شده» یک ترکیب کاملاً ایرانی و پارسی است. ساختار آن از «گرفت» (بن ماضی گرفتن) به همراه پسوند صفتساز «ـار» ساخته شده که با فعل کمکی «شده» ترکیب وصفی ایجاد کرده است. کلماتی مانند دستگیر، اسیر، پابند، دربند، مقید، درگیر و درمانده از هممعنیهای دقیق آن هستند. واژههای آزاد، رها، وارسته، خلاص و فارغ نیز متضاد آن به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات رمزی، نمادین و عرفانی فارسی، اصطلاحاتی مانند «مرغ گرفتار» یا پرنده اسیر در قفس، نمادی از روح انسان است که در زندان تن و مادیات دنیا گرفتار شده و همواره آرزوی رهایی و پرواز به عالم معنا و ملکوت را دارد.
جمعبندی و توضیح کامل گرفتار شده
عبارت «گرفتار شده» یک ترکیب صفت مفعولی اصیل فارسی است که ابعاد معنایی گستردگی را پوشش میدهد. این واژه در سادهترین حالت به معنای فیزیکیِ اسیر شدن و در بند قرار گرفتن اشاره دارد، اما در زبان روزمره و ادبی بیشتر به مفهوم دچار شدن به مشکلات، بیماریها، سختیهای زندگی یا حتی غرق شدن در مشغلههای کاری فراوان به کار میرود.
از نظر ریشهشناختی، این واژه از بن ماضی «گرفت» و پسوند «ـار» پدید آمده و بازتابدهنده حالتی از محدودیت و عدم آزادی است. در فرهنگ و ادبیات عرفانی ما نیز این واژه جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که مفهوم گرفتاری غالباً برای توصیف وضعیت روح انسان در قفس تن و مادیات دنیا استفاده میشود که مشتاق رهایی و بازگشت به اصل خویش است.
در کاربردهای معادلسازی، این کلمه در زبانهای انگلیسی و عربی متناسب با نوع گرفتاری (جسمی، ذهنی یا کاری) با واژگانی چون Caught و مبتلی مترادف است و در بازیهای فکری و جدول کلمات نیز به عنوان یک گره کلیدی با کلماتی نظیر دچار، مقید و درمانده همپوشانی دارد.