معنی
رضا در لغت به معنای خوشدلی و پذیرش درونی است و در اصطلاح عرفانی به مرحلهای از سلوک گفته میشود که سالک در آن هیچگونه اعتراضی به مقدرات الهی ندارد و با خرسندی کامل تسلیم امر پروردگار است.
یعنی چه
این واژه یعنی انسان از آنچه به او میرسد، چه خوشایند و چه ناخوشایند، رضایت داشته باشد و در برابر تقدیر، آرامش درونی خود را حفظ کند.
مترادف
این کلمات در متون فارسی و عربی به عنوان هممعنیهای واژه رضا به کار میروند.
متضاد
واژههایی که مفهوم خشم، ناخشنودی و عدم پذیرش را میرسانند، متضاد رضا هستند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه سه حرفی «ر ض ی» مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده و معنای بنیادی آن پسندیدن، راضی شدن و خشنود بودن است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، میتوان از هر یک از این معادلهای دقیق استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل رضا
واژه رضا یکی از مفاهیم کلیدی و عمیق در فرهنگ اسلامی و ادبیات عرفانی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در اصل به معنای خشنودی، خرسندی و پذیرش قلبی است. در اصطلاح اهل معرفت، رضا مرتبهای والاتر از صبر است؛ چرا که صابر سختیها را تحمل میکند، اما شاکر و راضی، با آغوش باز و آرامش کامل، مقدرات الهی را میپذیرد و هیچگونه گله و شکایتی در دل ندارد.
این واژه و مشتقات آن حضور پررنگی در قرآن کریم دارند و بیش از ۷۰ بار در آیات الهی به کار رفتهاند که نشاندهنده اهمیت خشنودی متقابل میان خدا و بنده است. در فرهنگ ایران و مذهب تشیع، رضا فراتر از یک مفهوم اخلاقی، با نام مبارک امام هشتم، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) گره خورده است و به همین دلیل، به عنوان یکی از محبوبترین و رایجترین نامهای پسرانه در میان فارسیزبانان شناخته میشود.