یعنی چه
لقب مشهور اسفندیار، پهلوان نامدار شاهنامه، «روئینتن» است. این واژه از ترکیب «روئین» (ساخته شده از روی یا مفرغ) و «تن» تشکیل شده و مجازاً به معنای کسی است که بدنش در برابر ضربات هیچ سلاحی مانند شمشیر، تیر و نیزه آسیب نمیبیند و جراحت برنمیدارد.
تلفظ
واژهٔ روئینتن با ضمه روی حرف «ر»، سکون روی «و»، همزه با صدای کسره «ئِ»، نون ساکن و تاء مفتوح تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، اگر پرسش به صورت «لقب اسفندیار» مطرح شود و پاسخ ۱۱ حرفی مد نظر باشد، خودِ عبارت اصلی ملاک است. در غیر این صورت، واژهٔ «روئینتن» پاسخ اصلی خواهد بود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگی اساطیری اسفندیار از واژههایی استفاده میشود که مفهوم رویینتنی و ضدضربه بودن جسم را برسانند. همچنین اسفندیار در مراجع غربی به صورت Esfandiar یا Spandadat نگاشته میشود.
به فارسی
مترادفهای این لقب در زبان فارسی شامل عباراتی چون ضدضربه، گزندناپذیر و نامیرای جسمانی است. از نظر ساختاری واژههایی مانند روئین، تن، تنومند و روئیندژ با آن همخانواده هستند.
در قرآن
نه نام اسفندیار و نه لقب روئینتن در قرآن وجود ندارند؛ زیرا این مفاهیم کاملاً ریشه در اساطیر، حماسهها و آیینهای پهلوانی ایران باستان دارند و با تاریخ و ادبیات سامی و قرآنی مرتبط نیستند.
جمعبندی و توضیح کامل لقب اسفندیار
اسفندیار، شاهزادهٔ دلاور ایرانی در شاهنامه فردوسی، به خاطر شستشو در آب مقدس یا خوردن انار متبرک از دست زرتشت، بدنی آسیبناپذیر یافت و به همین دلیل لقب «روئینتن» را به خود اختصاص داد. با این حال، هنگام فرو رفتن در آب چشمانش را بسته بود و همین امر چشمهای او را به تنها نقطهٔ ضعف جسمانیاش تبدیل کرد.
این ویژگی اساطیری سبب شد که در فرهنگ و ادبیات فارسی، لقب روئینتن و مفهوم «چشم اسفندیار» به نمادی از غرور ناشی از قدرت مطلق و در عین حال وجود یک نقطهٔ ضعف پنهان و مهلک در هر پدیدهٔ قدرتمندی تبدیل شود؛ مفهومی که در اساطیر غربی شباهت بسیاری به پاشنهٔ آشیل دارد.