یعنی چه
عبهر در اصل به معنای گل نرگس (بهویژه نرگسی که میانهاش زرد باشد) و گل یاسمن است. این واژه در ادبیات کلاسیک و کاربردهای مجازی، به عنوان صفت برای اشاره به شخص زیبارو، سپیدتن، خوشقامت و تنومند نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح عین و سکون باء (عَبْهَر) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه عبهر معمولاً به عنوان طراح سوال برای «گل نرگس»، «گل یاس» یا «معشوق زیبارو» کاربرد دارد که پاسخ اصلی آن خود واژه ۴ حرفی «عبهر» است.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن و معنای مورد نظر، معادل انگلیسی آن برای گل نرگس Narcissus، برای یاسمن Jasmine و در قالب صفت جمالی معادل Elegant یا Beautiful است.
به عربی
این کلمه ریشه در زبان عربی دارد. در معاجم عربی علاوه بر معنای گیاهشناسی (نرگس)، به اسب چاق و آکندهگوشت یا زن خوشپیکر نیز اطلاق میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل گل نرگس، یاسمین و بستانافروز است. در شعر و ادب فارسی کلاسیک نیز به عنوان استعارهای از چشم معشوق (عبهر جانان) یا چهره لطیف و سپید کاربرد دارد.
در قرآن
واژه «عبهر» در متن قرآن کریم وجود ندارد و فاقد کاربرد قرآنی است. نباید آن را با نام کتاب عرفانی «عبهر العشاقین» اثر روزبهان بقلی شیرازی که بازتابدهنده آیات است، اشتباه گرفت؛ چرا که خود کلمه ریشه قرآنی ندارد.
نماد چیست
در سنت شعر کلاسیک فارسی (مانند اشعار منوچهری و خاقانی)، عبهر نماد طراوت طبیعی، زیبایی ظریف، سپیدی پوست و بهویژه استعاره از چشم خمار و زیبای معشوق است.
جمعبندی و توضیح کامل عبهر
واژه «عبهر» یک اسم رباعی مجرد و اصیل عربی است که از دیرباز به قلمرو شعر و ادب فارسی وارد شده است. معنای نخستین و حقیقی این واژه به گل نرگس (بهویژه گونهای که میانه زرد دارد) و گل یاسمن اشاره دارد، اما لغتنویسان معتبری چون دهخدا معیارهای دلالتی دیگری نظیر اندام پرگوشت، تنومند و خوشتراش را نیز برای آن ذکر کردهاند.
این واژه در ادبیات فارسی بیشتر جنبه استعاری و نمادین به خود گرفته و شاعران کلاسیک آن را برای توصیف چشم معشوق، لطافت، طراوت و سپیدی چهره به کار بردهاند. اگرچه عبهر در زبان معیار و گفتاری امروز فارسی کاربرد رایجی ندارد، اما ارزش زیباشناختی خود را در متون کهن و حل جدولهای کلمات متقاطع کاملاً حفظ کرده است.