یعنی چه
واژه بیسعادت در زبان فارسی به کسی گفته میشود که از خوشبختی، رستگاری و توفیق بهرهای نبرده است. این کلمه یک صفت مرکب است که از پیشوند نفی «بی» فارسی و واژه «سعادت» با ریشه عربی ساخته شده و به فرد نامراد و شقی اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت «بیسَعادَت» است که در آن حرف «س» مفتوح (بَ) و حرف «ع» با الف مقصوره و ساکن تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «بی سعادت» به عنوان پاسخ برای طراحان کاربرد دارد و کلماتی نظیر شقی، بدبخت و نامراد از جایگزینهای آن هستند. خود این کلمه بدون احتساب فاصله ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بیسعادت و فردی که دچار بدبختی یا عدم اقبال شده است، بیشتر از واژگان Unfortunate و Unhappy استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی رایجترین واژه برای این مفهوم «شقی» است که دقیقاً در برابر «سعید» (خوشبخت) قرار میگیرد. همچنین کلمه «تعیس» نیز به معنای نگونبخت کاربرد فراوانی دارد.
در قرآن
خود ترکیب فارسی «بیسعادت» در متن قرآن نیامده است، اما ریشه و مفهوم نمادین آن یعنی «شقاوت» بارها ذکر شده است. خداوند در آیه ۱۰۵ سوره مبارکه هود میفرماید: «فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَسَعِیدٌ» که انسانها را در قیامت به دو گروه بدبخت (بیسعادت) و خوشبخت (باسعادت) تقسیم میکند.
جمعبندی و توضیح کامل بی سعادت
واژه بیسعادت از ترکیب پیشوند نفی فارسی «بی» و اسم مصدر عربی «سعادت» شکل گرفته است و در ادبیات فارسی برای توصیف افرادی به کار میرود که از مواهب مادی، معنوی یا شانس و اقبال خوب محروم ماندهاند. این واژه در ستارهشناسی کهن با سیاره زحل (کیوان) که مظهر نحس اکبر شناخته میشد، پیوند معنایی دارد.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، معادل دقیق این مفهوم واژه «شقی» است. شقاوت یا بیسعادتی در متون دینی به عنوان سرانجام کسانی توصیف شده است که با اعمال خود از مسیر هدایت و رستگاری دور میشوند و در نهایت به ناخوشبختی ابدی میرسند.