یعنی چه
تحمیلی به ویژگی یا امر ناخواستهای گفته میشود که بر اساس خواست و ارادهٔ شخص نباشد، بلکه از سوی عامل بیرونی، قدرت یا شرایطی خاص به زور، اجبار یا تحکم بر او بار و اِعمال شده باشد.
مترادف
واژههای هممعنی که مفهوم فشار، بار کردن وظیفه یا امر ناخواسته را میرسانند.
متضاد
واژههایی که بر آزادی اراده، حق انتخاب و رضایت کامل فرد دلالت دارند.
تلفظ
این واژه به صورت فتحتِ ت (تَ)، سکونِ ح (حْ)، کسرِ م (مِ) و یای مجهول تلفظ میشود: [tahmīlī].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «امر اجباری»، «کار واگذار شده به زور» یا «فرمایشی» به کار میرود.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم تحت فشار قرار دادن یا مجبور ساختن.
نماد چیست
این واژه نماد تصویری سنتی ندارد، اما در ادبیات سیاسی و تاریخ معاصر ایران، ترکیب «جنگ تحمیلی» به عنوان نماد و اصطلاح شاخص برای اشاره به جنگ هشتساله عراق علیه ایران شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تحمیلی
واژهٔ تحمیلی صفت مفعولی مشتق از ریشه عربی «ح م ل» است که در زبان فارسی کاربرد گستردهای دارد. این واژه به هر نوع وظیفه، شرایط، عقیده یا موقعیتی اشاره میکند که بدون در نظر گرفتن میل، رضایت و ارادهٔ فرد یا جامعه، از بالا یا بیرون به آنها دیکته و قالب شده باشد.
از دیدگاه ریشهشناسی، همخانوادههای این واژه شامل تحمیل، تحمل و محموله هستند که همگی مفهوم بار کردن یا برداشتن بار را در خود دارند. این کلمه در طول تاریخ، بهویژه در ادبیات اجتماعی و سیاسی، برای توصیف قراردادها، صلحها یا جنگهای ناخواسته به کار رفته است و بار معنایی منفی ناشی از سلب آزادی اراده را با خود به همراه دارد.