یعنی چه
در علم اصول فقه و حقوق، عام استغراقی (یا عام افرادی) به کلام یا لفظی گفته میشود که حکم آن به تعداد افراد موضوع، تجزیه یا به اصطلاح «انحلال» میشود. در این حالت، هر فرد برای خود یک تکلیف مستقل دارد و اطاعت یا نافرمانی یکی از اعضا، تأثیری روی وظیفه و حکم سایر مصادیق نمیگذارد.
تلفظ
این ترکیب وصفی بهصورت «عَامِ اِسْتِغْرَاقِی» تلفظ میشود که از دو واژه عربی «عام» (فراگیر) و «استغراقی» (شامل شدن تمام افراد) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این سؤال در جدول «عام استغراقی» با ۱۱ حرف است. همچنین از اصطلاحات مترادف آن مانند «عام افرادی» یا «عام شمولی» نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در منطق مدرن و مباحث حقوقی انگلیسی، برای اشاره به شمول توزیعی و انحلالی اصطلاح عام استغراقی از معادلهای فوق استفاده میشود.
در قرآن
یکی از نمونههای بارز آن در قرآن، حکم مجازات دزدان در آیه ۳۸ سوره مائده است. واژههای «السارق» و «السارقة» به دلیل داشتن الف و لام جنس، افاده عموم استغراقی میکنند؛ یعنی حکم قطع دست به تعداد دزدان جهان انحلال پیدا میکند و هر دزد بهصورت مستقل مجازات میشود.
نماد چیست
در منطق جدید، عام استغراقی با نماد سور کلی یعنی <b>$\forall$</b> (به ازای همه / برای هر) نمایش داده میشود. به عنوان مثال، گزاره «هر دانشمندی را احترام کن» به صورت $(Ax \rightarrow Bx)$ $\forall x$ فرمولبندی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عام استغراقی
اصطلاح «عام استغراقی» یکی از مفاهیم کلیدی و کاربردی در علم اصول فقه و مباحث حقوقی است. اهمیت این مفهوم در آن است که نشان میدهد یک حکم کلی چگونه به تعداد اعضای یک مجموعه خرد میشود؛ به طوری که هر فرد، م موریتی مستقل پیدا میکند. برای ملموستر شدن این مفهوم در حقوق امروز، میتوان به ماده ۵ قانون مدنی ایران اشاره کرد که میگوید: «کلیه سکنه ایران مطیع قوانین ایران خواهند بود». این عبارت یک عام استغراقی است و تکتک ساکنان کشور را بهصورت انفرادی مکلف به اجرای قانون میکند.
تفاوت اساسی عام استغراقی با سایر انواع عام (مانند مجموعی و بدلی) در همین ویژگی «انحلالپذیری» است. در عام مجموعی، کل اعضا به عنوان یک واحدِ یکپارچه دیده میشوند (مثل ایمان به دوازده امام)، و در عام بدلی، انجام حکم توسط تنها یک عضو از مجموعه کفایت میکند (مثل صدقه دادن به یک فقیر). اما در عموم استغراقی، تمام افراد مستقلاً زیر چتر حکم قرار میگیرند و رفتار هر شخص تأثیری در تکلیف دیگری ندارد.