یعنی چه
در اصطلاح زبان فارسی کهن و کتابهای طب سنتی، به ریشه گیاهان «بیخ» میگفتند. بیخ کوهی ترکیب وصفی ارجاعدهنده به ریشه گیاه شوکران (بهویژه گونهای که در کوهستانها یا منطقه تفت یزد میروئیده) است. این ریشه به شدت سمی و حاوی آلکالوئیدهای خطرناک است که مصرف آن سیستم عصبی را فلج میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت کسر همزه در واژه اول و سکون خاء است: بَیْخْ / بِخْ کُوهی.
در جدول
در طراحی جداول کلمات متقاطع، اگر طراح «بیخ کوهی» را به عنوان پاسخ مد نظر داشته باشد، تعداد حروف آن ۷ حرف است. همچنین ممکن است از مترادفهای آن مانند شیکران، سیکران یا دورس استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به ریشه این گیاه خاص اصطلاحاً Poison Hemlock root میگویند که مستقیماً به سمی بودن گیاه شوکران با نام علمی Conium maculatum اشاره دارد.
به عربی
در متون طب سنتی عربی و ترجمههای کهن، از کلماتی مانند أصل الشوکران (به معنی ریشه شوکران) یا واژه طحماء برای اشاره به این ماده استفاده شده است.
به فارسی
معادلات فارسی و نامهای دیگر این واژه در فرهنگهای لغت پارسی شامل بیخ تفتی، دورس، دورس تفتی، شیکران و سیکران است. ریشه این کلمه کاملاً پارسی بوده و از ترکیب بیخ (پهلوی/فارسی به معنی ریشه) و کوهی ساخته شده است.
نماد چیست
در فرهنگ کهن، ادبیات و تاریخ پزشکی، بیخ کوهی به دلیل داشتن سم شدیداً کشنده، نمادی از مرگ ناگهانی، زهر قاتل و جنون است. این واژه یادآور همان جام زهر معروف شوکران است که در تاریخ برای اعدام سقراط، فیلسوف بزرگ یونان، از عصاره آن استفاده شد.
جمعبندی و توضیح کامل بیخ کوهی
واژه «بیخ کوهی» یک ترکیب وصفی اصیل در زبان فارسی کهن است که در کتابهای طب سنتی و گیاهشناسی باستان (مانند لغتنامه دهخدا و برهان قاطع) به کار رفته است. این عبارت عملاً به ریشه گیاه سمی شوکران اشاره دارد؛ چرا که در گذشته واژه «بیخ» به معنای ریشه بوده و این گیاه بیشتر در مناطق کوهستانی میروئیده است.
از نظر علمی و پزشکی قدیم، بیخ کوهی مادهای بسیار خطرناک و واجد آلکالوئیدهای سمی معرفی شده که مصرف آن صدمات جبرانناپذیری به سیستم عصبی وارد کرده و موجب جنون یا مرگ میشود. در متون تاریخی و ادبی، این کلمه پیوندی ناگسستنی با مفهوم زهر، مرگ و به ویژه داستان اعدام سقراط با جام شوکران دارد.