یعنی چه
«زهد» در لغت به معنای اعراض و بیرغبتی به دنیا به دلیل حقیر شمردن آن است و در اصطلاح، دوری از دلبستگیهای مادی را گویند. «تقوا» نیز به معنی خویشتنداری، خودنگهداری و حفظ نفس از بدیها و گناهان است. ترکیب این دو واژه مفهوم وارستگی کامل، پاکدامنی و خداترسی عمیق را میرساند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از دو واژه عربی است که واژه اول با ضمه زاء و سکون هاء (زُهْد) و واژه دوم با فتح تاء و سکون قاف (تَقْوا) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، نمادها یا پاسخهای مرتبط با این مفهوم معمولاً کلماتی مثل پارسایی، پرهیزگاری، ورع یا خود کلمه هشتحرفی «زهد و تقوا» هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Asceticism برای زهد (ریاضتکشی و اعراض از دنیا) و واژههای Piety یا Piousness برای تقوا (دینداری و خداترسی) به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و مترادفات فارسی این ترکیب شامل واژگانی چون پارسایی، پرهیزگاری، پاکدامنی، تدین، ورع و اتقا است که در مقابل مفاهیمی مثل دنیاپرستی، فسق و فجور قرار میگیرند. ریشه زهد از «ز هـ د» به معنی بیرغبتی و ریشه تقوا از «و ق ی» به معنی حفظ کردن و سپر ساختن است.
در قرآن
تقوا از ارکان اصلی اخلاق قرآنی است که خود مصدر آن ۱۷ بار و مشتقاتش بیش از ۲۳۰ بار در قرآن تکرار شده است؛ از جمله آیه ۱۳ سوره حجرات که باتقواترینها را گرامیترینِ انسانها نزد خدا میداند. واژه زهد به صورت مستقیم در قرآن بسیار کم است (مانند زاهدین در آیه ۲۰ سوره یوسف)، اما مفهوم اعراض از مادیات و دلبستگی نداشتن به دنیا در آیات متعددی ستوده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل زهد و تقوا
عبارت «زهد و تقوا» یکی از کلیدیترین مفاهیم در اخلاق اسلامی و ادبیات عرفانی فارسی است. زهد به معنای رهایی از اسارت مادیات و تجملات دنیوی است تا روح انسان آزاد شود، و تقوا به عنوان یک نیروی کنترلکننده درونی، فرد را از آلوده شدن به گناهان و انحرافات حفظ میکند. ترکیب این دو با هم، تصویری کامل از یک انسان وارسته و بیداردل را ارائه میدهد.
در فرهنگ و آموزههای دینی، تقوا به یک «سپر» یا «لباس» تشبیه شده است که مومن را در برابر آسیبهای معنوی حفظ میکند، در حالی که زهد مانند دست شستن از تعلقات برای سبکبال شدن در مسیر کمال است. این دو مفهوم مکمل یکدیگرند؛ چرا که بدون بیرغبتی به مادیات (زهد)، حفظ پاکدامنی و خداترسی (تقوا) بسیار دشوار خواهد بود.