یعنی چه
شاه شکار یک صفت مرکب در زبان فارسی است که سه معنای عمده دارد: نخست، کسی که پادشاه یا شاهی را شکار کرده و به قتل رسانده است (شاهکُش). دوم، صید و شکار بزرگ، نفیس و کمنظیری که در حد و شأن پادشاهان باشد. سوم، صیدی که خودِ پادشاه آن را شکار کرده است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «شاه» (با سکون هاء) و «شِکار» (با کسره شین) تشکیل شده و به صورت روان و بدون تشدید تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما دقیقاً واژهٔ «شاه شکار» است که از ۷ حرف مجزا تشکیل میشود. واژههای مترادفی چون شاهکش نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی، با توجه به بافت متن از Regicide (برای مفهوم ترور شاه) یا Royal prey / King's hunt (برای مفهوم صید شاهانه) استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و جایگزینهای فارسی این واژه شامل اصطلاحاتی چون شاهکش، صیدِ ممتاز، و در برخی متون قدیمی میرشکار (به مجاز) است که مفهوم ابهت شکار یا حذف حاکم را میرسانند.
نماد چیست
در تاریخ معاصر ایران، این واژه تبدیل به لقب و نماد «میرزا رضای کرمانی» شد؛ چرا که او ناصرالدین شاه قاجار را در حرم شاه عبدالعظیم ترور کرد و در میان مردم به «میرزا رضا شاهشکار» معروف گشت. این اصطلاح نمادِ فروپاشیدن قدرتهای استبدادی است و در قرآن کریم هیچ سابقه یا کاربردی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل شاه شکار
واژهٔ «شاه شکار» یک ترکیب مرخم و اصیل در زبان فارسی است که از دو جزء «شاه» و بن مضارع «شکار کردن» ساخته شده است. این کلمه در ادبیات کلاسیک هم به معنای صیدِ بسیار بزرگ و ارزشمندی است که تنها در خور پادشاهان است و هم به صیدی اشاره دارد که شخص پادشاه آن را برگزیده و شکار کرده باشد. بار معنایی متمایز آن، آمیزهای از عظمت، نفاست و مهارت در صید را بازگو میکند.
در تاریخ معاصر و فرهنگ عامهٔ ایران، این واژه پس از ترور ناصرالدین شاه قاجار به دست میرزا رضای کرمانی معنایی سیاسی و نمادین به خود گرفت. مردم با اعطای لقب «شاهشکار» به میرزا رضا، این اصطلاح را به نمادی برای از پا درآوردن حاکمان مستبد و فروپاشی قدرتهای بزرگ تبدیل کردند. از این رو، واژه مذکور هم در حوزه شکارگری سنتی و هم در ادبیات سیاسی ایران جایگاه ویژهای دارد.