یعنی چه
این واژه به ویژگی شیء، سنگ، فلز یا چوبی اشاره دارد که روی آن عملیات صیقلکاری و براقسازی انجام نگرفته و در نتیجه ظاهر اولیه، طبیعی، مات یا ناهموار خود را حفظ کرده است.
تلفظ
تلفظ این واژه مرکب با فتح جیم در «جلا»، کسره دال در «داده» و ضم شین در «نشده» به صورت روان انجام میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این مفهوم معمولاً با واژههایی نظیر صیقلنشده، ناهموار، غیرمصقول یا مات همپوشانی دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به جنس سطح (سنگ، فلز یا چوب) از معادلهای متفاوتی برای رساندن مفهوم عدم جلا استفاده میشود.
به فارسی
واژههایی مانند مَهرِهنخورده، غیرمصقول، خام و کدر از دقیقترین برگردانها و مترادفهای این صفت مرکب در زبان فارسی به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات و نمادشناسی، اشیاء جلاداده نشده (مثل الماس یا سنگ تراشنخورده) نشاندهنده زیبایی طبیعی، سادگی بیریا، اصالت اولیه و یا انسان تربیتنشدهای هستند که هنوز استعدادهایش آشکار نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل جلاداده نشده
واژه «جلاداده نشده» یک صفت مفعولی مرکب و منفی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «جلا» (به معنی روشنی و پاکیزگی) و ساختار فعلی فارسی «داده نشده» پدید آمده است. این اصطلاح دقیقاً به معنای شیء یا سطحی است که هیچگونه پرداخت، صیقل یا عملیات براقسازی روی آن انجام نگرفته و ظاهر طبیعی، مات یا حتی ناهموار خود را حفظ کرده است.
در حوزه ادبیات و نمادشناسی، این واژه بار معنایی عمیقی پیدا میکند و اغلب به عنوان نمادی از اصالت خام، طبیعت بکر و دستنخورده، یا استعدادهای درونی و بالقوهای که هنوز تربیت و شکوفا نشدهاند به کار میرود. ضد آن واژگانی چون صیقلی، براق و مجلی هستند.