یعنی چه
گلمهره در اصل به گلولهها یا مهرههای کوچکی گفته میشود که از گل پخته یا سفال میساختند. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی به عنوان کنایه از کره زمین یا جسم مادی و خاکزاد انسان نیز به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از دو بخش «گِل» (با ضمه لام در حالت اضافه) و «مهره» است که به صورت Gole-mohreh تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً «گل مهره» با ۶ حرف است که به عنوان گلوله گلی یا مهره سفالی کمان گروهه شناخته میشود.
به انگلیسی
در متون تاریخی و باستانشناسی، برای اشاره به این مهرههای سفالی یا گلولههای منجنیق و کمان از واژههای Clay bead یا Pellet استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به گلولهها و مهرههای ساخته شده از گل پخته، بندقة الغضار یا خرزة الطین میگویند.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل گلوله گلی، مهره سفالی و مهره کمانگروهه است که ریشه در زبان فارسی دری دارد.
نماد چیست
در اشعار کلاسیک فارسی، به ویژه در آثار بزرگان شعر مانند سعدی شیرازی، گلمهره نمادی از ناپایداری جهان، حقارت و ارزش کم جسم مادی انسان در برابر روح، و مجاز از کل کره زمین است.
جمعبندی و توضیح کامل گل مهره
واژه «گلمهره» یک ترکیب اصیل در زبان فارسی دری است که از دو جزء «گل» و «مهره» تشکیل شده و پیشینهای کهن در متون تاریخی سدههای چهارم و پنجم هجری دارد. معنای نخستین و مادی آن، مهرهها یا گلولههای کوچکی است که از گل پخته یا سفالگری ساخته میشدند و در گذشته به عنوان پرتابه در کمانهای مخصوصی به نام کمان گروهه کاربرد داشتند.
این واژه علاوه بر کاربرد نظامی و ابزاری قدیمی خود، به دنیای ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی نیز راه یافته است. شاعران از گلمهره به عنوان استعاره و کنایهای برای جسم خاکی انسان و همچنین ناپایداری و بیارزشی دنیا در برابر عظمت روح استفاده کردهاند.
امروزه در اصطلاحات عامیانه و بازار ابزارآلات، گاهی واژه گلپیچ یا اصطلاحات مشابه با آن خلط میشود؛ اما اصالت لغوی و تاریخی گلمهره کاملاً متمایز و متعلق به همان گلولههای سفالین کهن است.