یعنی چه
کمبیزه (یا کمبزه) به میوهٔ نارس و کال از خانوادهٔ کدوئیان مانند خربزه، طالبی و گرمک گفته میشود که ترد و گوشتی است و طعمی شبیه به خیار دارد.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت کَمْبِیزِه (Kambizeh) یا کَمْبَزِه (Kambazeh) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «خربزه نارس» یا «میوه کال» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای اشاره به این میوه در زبان انگلیسی از عباراتی که به کال بودن خربزه اشاره دارند استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی واژه کِلِک دقیقاً معادل خربزه کال و نارس یا همان کمبزه فارسی است.
به فارسی
در زبان و گویشهای مختلف فارسی، واژههای هممعنی متعددی مانند کالک، کاله، سفج، سفجه، خرچه، خرچنگ و چغاله خربزه برای این مفهوم وجود دارد.
نماد چیست
این واژه نماد فرهنگی یا اسطورهای خاصی نیست؛ اما در ادبیات عامیانه و ضربالمثلهای فارسی (مانند بزک نمیر بهار میآد، کمبزه با خیار میآد) به عنوان نمادی از وعدههای سر خرمن، امیدهای واهی و آیندهٔ دور دست به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کمبیزه
واژهٔ «کمبیزه» که در متون و گویشهای مختلف به صورتهای کمبزه، کمبوزه و کنبیزه نیز ضبط شده، یک واژهٔ اصیل و کهن فارسی است. این واژه در فرهنگهای لغت شاخصی چون برهان قاطع و فرهنگ جهانگیری به ثبت رسیده و به میوههای خانوادهٔ کدوئیان مانند خربزه و طالبی در زمان کال و نارس بودن اشاره دارد که طعمی ترد و شبیه به خیار دارند.
این واژه افزون بر کاربرد در نامگذاری صیفیجات، به واسطهٔ طبع زمانهاش راه خود را به فرهنگ عامه و ضربالمثلهای ایرانی نیز باز کرده است. معروفترین نمود آن در ضربالمثل «بزک نمیر بهار میآد...» است که در آن کمبیزه مظهر میوهای بهاری و نوبرانه است که دسترسی به آن در زمستان غیرممکن بوده و کنایه از وعدههای دور و دراز دارد.