معنی
لزوم در لغت به معنای پدید آمدن حالت ثبات، دوام و همراهی جداییناپذیر است. در کاربرد عمومی، وقتی از لزوم یک امر صحبت میشود، منظور ضرورت تام، بایستگی و نیاز قطعی به وجود یا اجرای آن است، به طوری که ترک آن مایه نقص یا اختلال میشود.
یعنی چه
در اصطلاح و منطق، لزوم به معنای عدم انفکاک دو امر از یکدیگر است؛ یعنی رابطه علت و معلولی یا وابستگی شدیدی که نشان میدهد اگر شرطی برقرار باشد، تحقق نتیجه حتمی و ناگزیر خواهد بود. همچنین در لغتنامههای قدیمی مانند برهان قاطع، این واژه گاه به معنای کباده (کمان نرم برای مشق تیراندازی) نیز ذکر شده است.
مترادف
این کلمات همگی بار معناییِ نیاز قطعی و غیرقابلاجتناب را دلالت میکنند.
متضاد
کلماتی که نشاندهنده آزادی در انتخاب، عدم اجبار و امکان جدایی دو مفهوم از یکدیگر هستند.
هم خانواده
این واژگان همگی از ریشه سهحرفی عربی «ل ز م» مشتق شدهاند و مفهوم ثبات و همراهی را در خود دارند.
ریشه
اصل معنایی این ریشه در زبان عربی به معنای «چسبیدن، همراه بودن و جدا نشدن» است. در متون دینی و قرآنی نیز مشتقات آن مانند «لِزاماً» (عذاب ملازم و جداییناپذیر)، «أَلْزَمَهُمْ» و «أَلْزَمْنَاهُ» به همین مفهومِ همراهیِ پایدار و تکوینی به کار رفتهاند، اگرچه خود ساختار مصدری «لزوم» مستقیماً در قرآن نیامده است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، گزینههای لزوم، وجوب و ضرورت به عنوان هممعنی یکدیگر بسیار پرکاربرد هستند.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، برای بیان مفهوم لزوم عقلی یا قانونی از این معادلها استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لزوم
واژه «لزوم» یکی از کلمات کلیدی و ریشهدار در زبان فارسی و ادبیات حقوقی، منطقی و فلسفی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در اصل به معنای چسبیدگی، دوام و همراهیِ جداییناپذیر دو چیز با یکدیگر است، اما در اصطلاح روزمره و علمی، بیشتر برای بیان مفاهیمی همچون ضرورت، بایستگی، نیاز مبرم و اجبار منطقی استفاده میشود.
در حوزه منطق و فلسفه اسلامی، لزوم نمایانگر یک رابطه متقن عقلانی است؛ رابطهای که در آن تحقق یک امر (ملزوم)، پدید آمدن امر دیگری (لازم) را حتمی و غیرقابلاجتناب میسازد. از سوی دیگر، هرچند خود کلمه لزوم در قرآن کریم عیناً ذکر نشده، اما مشتقات ریشهای آن همواره برای توصیف پیوستگی اعمال به انسان یا پایداری یک وضعیت به کار رفتهاند.
در مجموع، این واژه ۴ حرفی علاوه بر کاربرد گسترده در زبان محاورهای و نگارشهای رسمی به عنوان مترادفِ احتیاج و ضرورت، در سرگرمیها و جدول کلمات متقاطع نیز به وفور مورد استفاده قرار میگیرد و نمادی از پیوستگی ناگزیر علت و معلول به شمار میرود.