معنی
واژه قیم در زبان فارسی به کسی اطلاق میشود که مسئولیت حفاظت، نگهداری و اداره امور یک فرد صغیر، مجنون یا غیررشید را بر عهده میگیرد. این کلمه در اصل به معنای برپادارنده و راست و استوار نیز به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی قیم دیگری شده است، یعنی مسئولیت قانونی و اخلاقی مراقبت از اموال یا امور شخصی آن فرد که خودش توانایی اداره آنها را ندارد، به او واگذار شده است.
مترادف
این کلمات در متون حقوقی، مذهبی و ادبی به عنوان جایگزین یا هممعنی قیم استفاده میشوند.
متضاد
در اصطلاحات حقوقی، به فردی که تحت سرپرستی قیم قرار دارد «مولیعلیه» میگویند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی «ق و م» مشتق شدهاند.
ریشه
کلمه قیم بر وزن «فَیْعِل» است که واو ریشه در آن به یاء تبدیل و در یاء بعدی ادغام شده است. مفهوم اصلی آن «کسی است که چیزی را سرپا نگه میدارد».
جمله سازی
به انگلیسی
در متون حقوقی بینالمللی، کلمه Guardian دقیقترین معادل برای مفهوم قیم است.
جمعبندی و توضیح کامل قیم
واژه «قیم» از ریشههای عمیق زبان عربی (ق-و-م) وارد فارسی شده و در اصل به معنای ایستادگی، استواری و برپا داشتن یک امر است. در کاربرد رایج و حقوقی، قیم به فردی امین و مسئول اطلاق میشود که از سوی مراجع قانونی برای حمایت و اداره امور مالی و شخصی افراد محجور (مانند کودکان بیسرپرست یا افراد دارای ناتوانی ذهنی) انتخاب میگردد تا از حقوق آنها دفاع کند.
نکته جالب اینجاست که این واژه در قرآن کریم کاربرد متفاوتی دارد و بیشتر به عنوان صفتی برای کتاب یا دین به کار رفته که معنای «راست، مستقیم و پایدار» را افاده میکند؛ آیین یا کتابی که مصالح دنیا و آخرت انسانها را برپا میدارد و استوار میسازد.
در مجموع، مفهوم قیم آمیخته با مسئولیتپذیری، امانتداری و ایجاد چتر حمایتی برای کسانی است که به تنهایی قادر به هدایت امور زندگی خود نیستند و در ادبیات اجتماعی نمادی از تکیهگاه و حامی محسوب میشود.