یعنی چه
«بنو» در زبان عربی به معنای فرزندان و پسران (جمع اِبن) است و «قریظه» نام جد بزرگ این قبیله به شمار میرود. در مجموع، این عبارت به معنی «فرزندان قریظه» یا «قبیلهٔ قریظه» است. این قبیله در کنار بنینضیر و بنی-قینقاع، سه طایفه بزرگ یهودی ساکن در مدینه (یثرب) را تشکیل میدادند که با ظهور اسلام تاریخشان با مسلمانان گره خورد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «بَنو قُرَیْظَه» است که در زبان فارسی معمولاً بدون تشدید و به صورت روان بیان میشود.
به انگلیسی
در متون تاریخی و انگلیسی، نام این قبیله بیشتر به صورتهای Banu Qurayza یا Banu Quraiza نگاشته میشود.
به عربی
این عبارت یک ترکیب اضافه در زبان عربی است که عینا به همین صورت نوشته و اعرابگذاری میشود.
به فارسی
در زبان فارسی این اسم خاص به همان صورت عربی استفاده میشود و معادل کلمهای مجزایی ندارد؛ اما در متون تاریخی و ادبی به عنوان «یهود بنیقریظه» یا «قبیلهٔ قریظه» از آن یاد میشود. واژههایی مانند ابناء و بنین با بخش اول آن همخانواده هستند.
در قرآن
نام «بنو قریظه» به صورت صریح و با همین لفظ در متن قرآن نیامده است، اما آیات ۲۶ و ۲۷ سوره احزاب به ماجرای پیمانشکنی و شکست آنها در غزوهٔ بنیقریظه اشاره دارد؛ آنجا که میفرماید کسانی از اهل کتاب را که از مشرکان پشتیبانی کردند، از قلعههای محکمشان فرود آورد.
نماد چیست
در تاریخ و ادبیات اسلامی، بنو قریظه به عنوان نماد بارز «پیمانشکنی در لحظات بحرانی» و «خیانت داخلی» شناخته میشود؛ چرا که آنها با وجود داشتن پیمان عدم تعرض با پیامبر اسلام (ص)، در جریان جنگ خندق (احزاب) با مشرکان مکه علیه مسلمانان متحد شدند.
جمعبندی و توضیح کامل بنو قریظہ
بنو قریظه نام یکی از قبایل سهگانه و مشهور یهودی در شهر مدینه (یثرب) در صدر اسلام بود. این قبیله پس از هجرت پیامبر اکرم (ص) به مدینه، همراه با دیگر قبایل، پیماننامهای را امضا کردند تا در کنار مسلمانان به صورت مسالمتآمیز زندگی کنند و در دفاع از شهر کوشا باشند.
با این حال، در جریان جنگ سرنوشتساز خندق (احزاب)، بنو قریظه تحت تأثیر تحریکات بزرگان بنینضیر، پیمان خود را با مسلمانان نقض کردند و با دشمنان مکه همپیمان شدند. این اقدام خطری جدی را از داخل مدینه متوجه جامعهٔ نوپای اسلامی کرد.
پس از پایان جنگ خندق و عقبنشینی مشرکان، پیامبر اسلام (ص) به فرمان الهی به سراغ قلعههای بنو قریظه رفت. پس از محاصرهای چند هفتهای، این قبیله تسلیم شدند و داوری دربارهٔ خود را به سعد بن معاذ سپردند که حکم او بر اساس قوانین خودشان اجرا شد. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ صدر اسلام به شمار میرود.