یعنی چه
استنابه در لغت به معنی نایب گرفتن و تفویض اختیار است. این واژه در اصطلاحات فقهی و حقوقی زمانی به کار میرود که شخصی به دلیل معذوریت یا به انتخاب خود، فرد دیگری را مأمور انجام کاری (مانند امور حقوقی، وکالت، یا مناسک عبادی مثل حج) از طرف خود میکند.
تلفظ
این کلمه به صورت اِستِنابَه (Estenābeh) تلفظ میشود و در اصل مصدری عربی از باب استفعال است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۷ حرف دارد. از کلمات مشابه و هممعنی آن در جدول میتوان به نیابت، وکالت و جانشینگزینی اشاره کرد.
به انگلیسی
در متون حقوقی و اداری انگلیسی، این واژه به معنای اعطای نمایندگی، واگذاری اختیارات قانونی یا تعیین وکیل و نماینده به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی از واژههای إنابة و توکیل به عنوان نزدیکترین معادلها برای تفویض کار به دیگری استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون نایب گرفتن، واگذاری کار به دیگری، و جانشینگزینی است.
در قرآن
خود مصدر «استنابه» در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ با این حال، کلمات همخانواده آن از ریشه «ن و ب» مانند أَنَابَ، مُنِيبِينَ و وَأَنِيبُوا به فراوانی با مفهوم توبه، بازگشت اخلاقی و توجه خالصانه به خداوند ذکر شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل استنابة
استنابه واژهای با ریشه عربی (از باب استفعال و ریشه ن-و-ب) است که وارد زبان فارسی شده و کاربرد تخصصی فقهی و حقوقی دارد. معنای اصلی این کلمه، نایب گرفتن، تفویض اختیار و مأمور کردن فرد دیگری برای انجام وظایف یا تکالیفِ شخصِ اصیل است.
در نظام حقوقی مدرن، عقد وکالت نمونه بارزی از استنابه است که در آن موکل، اختیارات قانونی خود را به وکیل میسپارد. همچنین در احکام عبادی فقه اسلام، اگر کسی به دلیل ناتوانی جسمی قادر به انجام فرایضی مثل حج نباشد، از طریق استنابه شخص دیگری را برای انجام این مناسک به نیابت از خود میفرستد. متضاد این واژه، «اصالت» یا «مباشرت» است که به معنای انجام دادن کار توسط خود شخص میباشد.