یعنی چه
واژه حِتار در لغت به معنای کناره، کرانه و محیط است. این کلمه برای اشاره به بخشهای پیرامونی اعضای بدن یا اشیاء به کار میرود؛ مانند پوست نازک گرداگرد ناخن (حتار الظفر) یا لبه غضروفی گوش (حتار الاذن). همچنین در قدیم به بندگاههای طناب در کنارههای خیمه نیز حتار میگفتند.
تلفظ
این واژه به صورت حِتار (حِ + تار) تلفظ میشود و مصوت کوتاه «کسره» روی حرف اول (ح) قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «پیرامون و کناره»، «پوست گرداگرد ناخن» یا «لبه غضروف گوش»، کلمه ۴ حرفی «حتار» مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، کلماتی که مفهوم لبه، مرز و بخش بیرونی یک شیء را میرسانند به عنوان معادل انگلیسی آن استفاده میشوند.
به عربی
واژه حتار اصالتاً عربی است و در خود این زبان با کلماتی هممعنی مانند الاطار یا الحاشیه قرابت معنایی بالایی دارد.
نماد چیست
کلمه حتار یک واژه اسمی و عینی در لغتنامههاست و در ادبیات، عرفان یا اسطورهشناسی به عنوان نماد یا استعاره خاصی شناخته نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل حتار
واژه «حِتار» یک لغت اصیل عربی است که به فرهنگهای لغت فارسی وارد شده و اساساً مفهوم ساختارهای پیرامونی، مرزها و لبههای گرد را افاده میکند. دقیقترین مصادیق آن در کتب کالبدشکافی قدیمی و واژهنامهها، اشاره به پوست ظریف دور ناخنها و همچنین بخش غضروفی و منحنی لبه گوش است.
علاوه بر کاربرد در آناتومی، این کلمه در گذشته برای توصیف بخشهای محیطی اشیائی مانند خیمه و خرگاه (محل اتصال طنابها به بدنه چادر) و یا لبههای چینخورده کیسه و لباس نیز به کار میرفته است. دانستن معنای این واژه بیش از هر چیز برای حل جدولهای کلمات متقاطع و درک متون کهن کاربرد دارد.