یعنی چه
این واژه در ادبیات کلاسیک و عامیانه فارسی به عنوان یک صفت مرکب کنایی به کار میرود و به کسی اشاره دارد که شور و غوغای بیهوده به پا میکند، زباندراز و بدزبان است و به فتنهجویی و آشوبطلبی گرایش دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «کَلّه دِراز» (kalle-derāz) است که از دو جزء «کَلّه» (به معنی سر) و «دِراز» تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، واژه «کله دراز» دقیقاً ۷ حرف دارد و به عنوان معادل عباراتی چون غوغایی، فتنهجو یا آشوبطلب شناخته میشود.
به انگلیسی
از نظر معنایی و کنایی، بهترین معادلها در انگلیسی Loudmouth (فرد پر سروصدا و بدزبان) و Troublemaker (فتنهجو) هستند. کلمه Longhead ترجمه تحتاللفظی آن است که گاهی در متون قدیمی روانشناسی به معنای عاقبتاندیش هم به کار رفته است.
به عربی
دقیقترین معادل برای مفهوم کنایی این واژه در زبان عربی «مُثِيرُ الشَّغَب» به معنی ایجادکننده آشوب و غوغا است. عبارت «رأس طويل» نیز برگردان تحتاللفظی آن محسوب میشود.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای هممعنی و مترادف آن شامل غوغایی، هنگامهساز، زباندراز، بدزبان، فتنهجو و آشوبطلب است. متضاد آن نیز کلماتی مانند آرام، کمسخن، صلحجو و باوقار هستند. اسم مصدر آن «کلهدرازی» به معنی مرافعه و غوغا است.
جمعبندی و توضیح کامل کله دراز
واژه «کلهدراز» یک ترکیب وصفی مقلوب و از کنایات نغز در زبان و ادبیات فارسی است. این اصطلاح برخلاف ظاهرش که ممکن است به آناتومی بدن اشاره داشته باشد، کاملاً جنبه رفتاری و شخصیتی دارد و در فرهنگهای معتبری مانند لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین به عنوان صفت برای افراد غوغایی، فتنهجو، بدزبان و کسانی که بیهوده هیاهو به پا میکنند، تعریف شده است.
در ادبیات کلاسیک نیز شاهدهایی برای این واژه وجود دارد؛ برای نمونه یحیی شیرازی در شعری کلهدراز (فرد غوغایی) را به میخ خیمه تشبیه کرده که برای محکم ماندن و ایفای نقش خود مدام باید ضربه شلاق بخورد و جایش نیز بیرون از حریم خلوت خیمه است. این واژه کاملاً ریشه فارسی داشته و فاقد هرگونه کاربرد یا ریشه دینی و قرآنی است.