یعنی چه
این اصطلاح یک ترکیب وصفی و عطفی در زبان فارسی است که برای توصیف افراد رفاهطلب، کاهل و بیکار به کار میرود؛ افرادی که از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند و تنها هدفشان در زندگی، خوشگذرانی و راحتی است.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورت [تَنبَل وَ خوشگُذَران] است. واژه تنبل در گذشته به صورت تِمبل نیز تلفظ میشده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «تنبل و خوشگذران» با ۱۳ حرف است. کلمات مترادفی چون تنپرور و عیاش نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی برای این مفهوم وجود دارد؛ از اصطلاحات عامیانه گرفته تا کلمات رسمیتر که به ترجیح دادن لذت بر کار اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی برای بخش تنبل از «کسول» یا «خامل» و برای بخش خوشگذران از «مترف» یا «عیاش» استفاده میشود.
در قرآن
خود این ترکیب عینی در قرآن نیامده است، اما واژه «مُتْرَف» و جمع آن «مُتْرَفین» در آیاتی مانند آیه ۳۴ سوره سبأ دقیقاً به طبقه ثروتمند، تنبل و خوشگذرانی اشاره دارد که به خاطر رفاهزدگی و طغیان در برابر حق میایستادند.
جمعبندی و توضیح کامل تنبل و خوشگذران
عبارت «تنبل و خوشگذران» یک ترکیب وصفی و عطفی در زبان فارسی است که از دو صفت مجزا تشکیل شده است. این اصطلاح برای توصیف افرادی به کار میرود که همزمان از کار و تلاش گریزانند (تنبل) و تمام هموغم خود را صرف امور تفریحی، لذتجویی و آسایش فردی میکنند (خوشگذران). در ادبیات عامیانه، این مفهوم به آدمهای تنپرور، عیاش و بیکاره اطلاق میشود.
از نظر ریشهشناسی، واژه تنبل ریشه در زبانهای ایرانی دارد و در متون کهن گاهی به معنی مکر و حیله نیز به کار رفته است، اما امروزه معنای کاهلی دارد. واژه خوشگذران نیز از ترکیب صفت «خوش» و صفت فاعلی مرخم از فعل «گذشتن» ساخته شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات تعلیمی، جانورانی مانند «تنبل درختنشین» و شخصیت «ملخ» در حکایت ملخ و مورچه، نمادهای بارز این صفت به شمار میروند.