یعنی چه
برفخوره در فرهنگ لغت دهخدا و باورهای عامیانه، به تگرگهای بسیار ریز، خرد و مدوری گفته میشود که در اواخر زمستان میبارد؛ این بارش به دلیل رطوبت بالا پس از نشستن روی زمین باعث ذوب شدن برفهای قبلی میشود. همچنین در مصوبات فرهنگستان زبان و علوم جوی، به هرگونه باد گرم یا مه سنگینی که روی سطح برف بوزد و به سرعت باعث ذوب و نابودی آن شود، برفخوره میگویند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بَرفْخُوْرِه» است که از دو جزء واژگانی «برف» و «خوره» (به معنی خورنده و نابودکننده) ترکیب شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این پدیده واژه «برف خوره» با ۷ حرف است. در برخی گویشهای محلی ممکن است از واژه «چغاله» نیز برای تگرگ ریز استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاح علمی و اقلیمی Snow eater برای توصیف بادهای گرمی (مانند باد شینوک) که به سرعت برف را ذوب میکنند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای این پدیده از ترکیبات «آکل الثلج» به معنی خورنده برف یا «مذیب الثلوج» به معنای ذوبکننده برفها استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عبارت «Kar yiyen» به معنی برفخوره و عبارت «Kar eriten rüzgar» به معنی بادی که برف را ذوب میکند، به عنوان معادل به کار میروند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و باورهای اقلیمی مردم ایران، برفخوره نماد پایان یافتن دوران سرد زمستان، فرارسیدن بهار و از بین رفتن سختیها و نومیدیها است؛ چرا که این پدیده ابهت و ماندگاری برف و سرما را در هم میشکند و زمین را برای رویش دوباره آماده میسازد.
جمعبندی و توضیح کامل برف خوره
واژه اصیل و فارسی «برفخوره» ترکیبی از کلمه اوستایی برف و صفت فاعلی خوره است که در فرهنگ لغت دهخدا و مصوبات فرهنگستان زبان کاربردی دوگانه دارد. این واژه از یک سو به تگرگهای ریز و آبدار پایانی زمستان اشاره دارد که برف روی زمین را آب میکنند و از سوی دیگر به بادهای گرم و مرطوبی گفته میشود که تودههای برف را به سرعت ذوب مینمایند.
این واژه اصطلاحی کاملاً کاربردی در دانش هواشناسی عامیانه و بومی ایران است و در فرهنگهای بینالمللی نیز معادلهای دقیقی چون Snow eater در انگلیسی دارد. ساختار دقیق این کلمه در بازیهای فکری و جدول به صورت ۷ حرفی بازشناسی میشود و نمادی از زوال سختیها و خوشآمدگویی به بهار است.