معنی
واژهٔ لایق برای توصیف فرد یا چیزی به کار میرود که شایستگی، ارزش یا صلاحیت لازم را برای داشتن، دریافت کردن یا انجام دادن کاری داشته باشد. این کلمه بار معنایی مثبت و ارزشی دارد.
یعنی چه
وقتی کسی را لایق مینامیم، به این معناست که رفتار، توانایی یا جایگاه او کاملاً با انتظارات و معیارهای آن موقعیت همخوانی و تناسب دارد و او مستحق دریافت آن پاداش، مقام یا احترام است.
مترادف
این کلمات همگی بر داشتن ویژگیهای مناسب، کفایت و ارزش بالا دلالت دارند و در جملات مختلف میتوانند جایگزین لایق شوند.
متضاد
این واژهها نشاندهندهٔ عدم صلاحیت، بیارزشی یا عدم تناسب یک فرد یا چیز با موقعیت و وضعیت مورد نظر هستند.
هم خانواده
واژهٔ لایق از ریشهٔ عربی «ل-ی-ق» (لاقَ / یلیقُ) به معنای مناسب بودن و سازگاری گرفته شده و در زبان فارسی مشتقاتی مانند لیاقت و نالایق از آن بسیار پرکاربرد هستند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول، اگر خود کلمهٔ لایق مد نظر باشد پاسخ ۴ حرفی است. همچنین طراحان گاهی از معادلهای آن مانند جدیر، درخور یا شایسته استفاده میکنند.
به انگلیسی
بسته به لحن و جایگاه متن، کلمات فوق بهترین جایگزینهای انگلیسی برای انتقال مفهوم لایق هستند.
جمعبندی و توضیح کامل لایق
واژهٔ «لایق» از ریشهٔ عربی «ل-ی-ق» وارد زبان فارسی شده است و در اصطلاح به فرد یا چیزی اطلاق میشود که دارای شایستگی، صلاحیت، ارزش و توانمندی لازم برای یک جایگاه، وظیفه یا پاداش باشد. این کلمه در ادبیات فارسی نمادی از شایستگی اخلاقی و تناسب میان فرد و مقام است و همواره با بار معنایی مثبت در ترکیبهایی نظیر «لایق احترام» یا «لایق ستایش» به کار میرود.
از نظر روابط واژگانی، لایق با کلماتی چون شایسته، سزاوار و درخور مترادف بوده و مشتق معروف آن در فارسی «لیاقت» است. نالایق و بیکفایت نیز به عنوان متضادهای اصلی آن شناخته میشوند. این کلمه به صورت لفظی در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم معادل آن مانند صالح و اهل به وفور در آیات دیده میشوند.
در مجموع، کاربرد این واژه در زبان روزمره و رسمی برای ارزیابی مثبت ویژگیهای مهارتی، اخلاقی و شخصیتی افراد است و به ما کمک میکند تا میزان حقانیت و درخور بودن کسی را برای یک موقعیت خاص بسنجیم و بیان کنیم.