یعنی چه
بنیان نهادن به معنای پیافکندن، بنا کردن و ایجاد کردن اصل و ریشهٔ یک کار، مؤسسه، جریان یا سازه است؛ به طوری که پایهای محکم برای ادامهیافتن آن در آینده فراهم شود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [بُنْیانْ نَهادَن] است که از دو بخش «بُنیان» (به سکون نون) و «نَهادَن» تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند واژههایی مانند تاسیس، بناکردن یا پیافکندن باشد. خود عبارت «بنیان نهادن» دارای ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم بیشتر از افعال رسمی و کاربردی نظیر To found و To establish استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ریشههای همخانواده با بنا و اساس برای این مفهوم به کار میروند که از جمله رایجترین آنها میتوان به تأسیس و إرساء اشاره کرد.
به فارسی
معادلات سره و رایج این اصطلاح در زبان فارسی شامل عباراتی چون «بنیاد نهادن»، «پایهگذاری کردن» و «پی افکندن» است که همگی مفهوم شروع استوار یک کار را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل بنیان نهادن
عبارت «بنیان نهادن» یک مصدر مرکب فعلی است که از ترکیب واژهٔ عربی «بنیان» (به معنی شالوده و ساختمان) و فعل اصیل فارسی «نهادن» (از ریشه باستانی پهلوی) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات فارسی و زبان روزمره برای توصیف آغازگر بودن در یک کار بزرگ، ساخت یک بنای عظیم یا راهاندازی یک سازمان و جریان فکری به کار میرود و نماد مادی آن در فرهنگهای مختلف «سنگ بنا» یا فونداسیون است.
این مفهوم در متون شریف دینی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در آیه ۱۰۹ سوره مبارکه توبه، خداوند متعال به زیبایی تقوا را بهترین و استوارترین شالوده برای بنیان نهادن اعمال و کارهای انسان معرفی میفرماید.
در حوزه واژهگزینی و مترادفات، کلماتی مانند پایهگذاری، شالوده ریختن و تأسیس، نزدیکترین پیوند معنایی را با این عبارت دارند و متضاد آن نیز واژههایی همچون ویران کردن، برانداختن و منحل کردن است که به پایان دادن و تخریب یک ساختار اشاره دارند.