یعنی چه
این واژه در دو معنای فقهی و ادبی به کار میرود؛ در فقه به حیوانی (مانند مرغ یا گوسفند) گفته میشود که به خوردن نجاسات انسان عادت کرده است. در ادبیات و عرف نیز به عنوان کنایه و دشنام برای افراد پستفطرت، آلودهکردار و فرومایه استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی به صورت [نَ جَ سْ / خْوار] است که از دو بخش «نجس» (عربی) و «خوار» (فارسی، بن مضارع خوردن) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «نجس خوار» با ۷ حرف است. واژههای هممعنی دیگر مانند «جلال» (۴ حرف) نیز در جدولهای مذهبی و فقهی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در متون علمی و زیستشناسی از واژه Coprophagous استفاده میشود و در عبارات عمومی اصطلاح filth-eater یا impurity-eater به کار میرود.
به عربی
در زبان و فقه عربی، به حیوان نجسخوار اصطلاحاً «حیوان جَلّال» میگویند که احکام فقهی خاصی برای پاکسازی (استبراء) آن وجود دارد.
به فارسی
واژههای مترادف آن در زبان فارسی شامل نجاستخوار، پلیدخوار و در اصطلاح عامیانه و رکیک «گوهخوار» است. در مقابل، واژههایی چون پاکخوار، طاهر و شریف به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
ترکیب «نجسخوار» یا اصطلاح «جلال» در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه واژه یعنی «نجس» در سوره توبه آیه ۲۸ آمده است. همچنین فقا بر اساس آیه ۱۵۷ سوره اعراف که میفرماید «وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ» (و پلیدیها را بر آنان حرام میکند)، حکم به حرمت گوشت حیوان نجسخوار دادهاند.
جمعبندی و توضیح کامل نجس خوار
واژه «نجسخوار» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «نجس» (به معنی ناپاک) و بن مضارع فارسی «خوار» (از مصدر خوردن) ساخته شده است. این کلمه در دو قلمرو کاملاً متفاوت کاربرد دارد؛ در حقوق و فقه اسلامی، به حیوان حلالگوشتی اطلاق میشود که به دلیل تغذیه از عذره و نجاسات انسان، گوشت و شیرش موقتاً حرام میشود و باید دوره استبراء را بگذراند.
در قلمرو ادبیات و عرف جامعه، این واژه بار معنایی بسیار تند و هجوی دارد. شاعران کهن مانند خاقانی از موجوداتی مثل کلاغ به عنوان نماد نجسخواری و پستی یاد کردهاند. در کاربردهای کنایی مدرن نیز این اصطلاح برای توصیف افراد مالمردمخور، فاسد و کسانی که از راههای آلوده و پستی به ثروت میرسند، به عنوان یک دشنام یا صفت ملامتآمیز استفاده میشود.