یعنی چه
واژهٔ «فضیلت» خود یک کلمهٔ مفرد است و به معنای برتری یافتن در صفتهای نیکو، شایستگی اخلاقی، هنر، کمال و فزونی در علم و تقوا به کار میرود. این واژه برای توصیف ویژگیهای مثبت و ارزندهای استفاده میشود که مایهٔ شرف و بزرگی انسان است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح فاء (فَ)، سکون ضاد (ضْ)، کسره یاء مدی (لی) و فتح لام (لَت) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ عبارت «مفرد فضیلت» با توجه به تعداد حروف (۹ حرف با احتساب فاصله) خودِ عبارت «مفرد فضیلت» است. همچنین کلمهٔ «فضیلت» به تنهایی ۵ حرف دارد و مفرد واژهٔ «فضایل» محسوب میشود.
به عربی
این واژه ریشهٔ عربی دارد و در زبان مبدأ به صورت «فضیلة» برای اشاره به اخلاق حسنه و برتریهای انسانی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی واژهٔ فضیلت شامل نیکویی، برتری، شایستگی، کمال، هنر، مزیت، رجحان و تقوا است که نشاندهندهٔ ابعاد مثبت رفتاری و شخصیتی هستند.
در قرآن
خود واژهٔ «فضیلت» با این رسمالخط در قرآن نیامده است، اما ریشهٔ سه حرفی آن یعنی «فضل» به دفعات زیاد و در آیاتی مانند آیه ۲۵۳ سوره بقره به معنی بخشش، احسان و برتری داده شده از سوی خداوند به کار رفته است.
نماد چیست
در فلسفه و ادبیات کلاسیک، فضیلت نماد تعادل و اعتدال روح است. فضایل بنیادین انسان به صورت چهارگانه (حکمت، شجاعت، عفت، عدالت) دستهبندی میشوند که مظهر انسان کامل و نماد پیروزی عقل بر نفس هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مفرد فضیلت
عبارت «مفرد فضیلت» از نظر ساختار زبانی به خودِ کلمهٔ «فضیلت» اشاره دارد، چرا که این واژه خود مفرد است و جمع آن در زبان فارسی به صورت «فضائل» یا «فضیلتها» ظاهر میشود. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، وارد زبان فارسی شده و به عنوان معیاری برای سنجش کمالات اخلاقی، دانش، شایستگی و برتریهای انسانی شناخته میشود.
در فرهنگهای لغت و متون ادبی، فضیلت در برابر رذیلت قرار میگیرد و نشاندهندهٔ آراستگی به صفات پسندیده است. در فلسفهٔ اخلاق نیز فضایل را مظهر اعتدالِ قوای روحی انسان میدانند که چهار رکن اصلی آن شامل حکمت، شجاعت، عفت و عدالت است و دستیابی به آنها نماد پیروزی عقل بر خواهشهای نفسانی به شمار میرود.