یعنی چه
واژهٔ مجازاً یک قید تنویندار عربی است که در زبان فارسی به کار میرود و دلالت بر این دارد که کلام یا کلمهای در معنای واقعی و وضعشدهٔ اولیه خود استفاده نشده، بلکه به دلیل وجود یک رابطه یا شباهت (مانند استعاره و کنایه)، در معنای ثانویه و غیرحقیقی به کار رفته است. همچنین در متون کهن یا بافتهای خاص، گاه به معنای به طور قانونی و بر اساس اجازه نیز دیده میشود.
مترادف
این کلمات در بافتهای زبانی و ادبی میتوانند به عنوان جانشین واژهٔ مجازاً استفاده شوند و مفهوم غیرواقعی بودن ظاهر کلام را برسانند.
متضاد
این واژهها دقیقاً در نقطهٔ مقابل مجازاً قرار دارند و به معنای کاربرد کلمات در همان معنای اصلی، صریح و بدون کنایه هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه دارای سه هجاست؛ حروف م و ج مفتوح (با صدای -َ) هستند، پس از الف کشیده، حرف ز قرار دارد که به دلیل داشتن تنوین نصب، در تلفظ به صورت 'زَنْ' شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای 'به طور غیرحقیقی' یا 'استعارتاً'، واژهٔ ۵ حرفی 'مجازا' (بدون احتساب تنوین در خانهها) قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی، بسته به نوع آرایه ادبی ادبیات زبانی از این معادلها استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای ساختاری خالص فارسی برای این قید تنویندار عربی، عباراتی مانند 'بهمجاز'، 'به صورت غیرحقیقی' یا 'کنایهآمیز' هستند که همان بار معنایی را به دوش میکشند.
نماد چیست
در نشانهشناسی و زبانشناسی، مجازاً نماد و مظهر عبور از پوستهٔ ظاهری عبارات و دست یافتن به عمق و باطن معناست. این واژه نشان میدهد که زبان انسان تا چه حد منعطف است و چطور میتواند بدون محدود شدن به کلمات فیزیکی، مفاهیم گستردهتری را تصویرسازی کند.
جمعبندی و توضیح کامل مجازا
واژهٔ «مجازاً» قیدی برگرفته از ریشهٔ عربی «ج و ز» (به معنی گذشتن و عبور کردن) است. این کلمه در ادبیات، بلاغت و گفتگوهای روزمره نشاندهندهٔ آن است که کلام از مرز معنای حقیقی و قاموسی خود فراتر رفته و در معنایی ثانویه، استعاری یا کنایی نشسته است. در واقع هرگاه پیوندی میان معنای اصلی و فرعی برقرار باشد، کاربرد واژه شکل مجازی به خود میگیرد.
اگرچه این واژه به صورت تنویندار در متن قرآن نیامده، اما اصطلاح مجاز یکی از ارکان و پایههای اصلی اعجاز بیانی و بلاغت در متون مقدس و اشعار کلاسیک فارسی است؛ چرا که به زبان قدرت عجیبی برای تصویرسازی و غیرمستقیمگویی میبخشد. همچنین در برخی بافتهای حقوقی و اداری، این کلمه تداعیکنندهٔ مفهوم مأذونیت و اجازه نیز بوده است.