یعنی چه
در اصطلاح موسیقی، به عمل ضربه زدن، کندن یا به ارتعاش درآوردن سیمهای سازهای زهی (مانند تار، سهتار، عود و گیتار) زخمه میگویند. همچنین این واژه به عنوان اسم، به خود ابزار نواختن یعنی مضراب یا پیک نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه به صورت زَخمِه (Zakhme) تلفظ میشود که در آن حرف اول دارای فتحه و حرف دوم ساکن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «زخمه در موسیقی» دقیقاً ۱۲ حرف دارد و پاسخ خود آن است. پاسخهای جایگزین و رایج دیگر برای طراحان جدول شامل مضراب، پیک، شکافه و ناخنک میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای ابزار زخمه زدن از واژگان Plectrum یا Pick استفاده میشود. در زبان عربی و ترکی نیز واژه مِضراب کاربرد دارد.
به فارسی
واژه زخمه یک واژه اصیل و کلاسیک فارسی است که از ریشه باستانی «زخم» به معنی زدن و کوفتن مشتق شده است. مترادفهای فارسی آن شامل شکافه، ناخنک و مضراب است. متضاد آن در موسیقی «آرشه» یا «کمانه» است؛ چرا که سازهای آرشهای با کشیدن کمانه نواخته میشوند، نه با کندن سیم. سازهای زهی-زخمهای نیز همخانواده آن به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و شعر کهن فارسی، زخمه نمادی از عامل بیداری دل، محرک جان و تقدیر الهی است. شاعران تار و پود وجود انسان یا دل را به سیمهای ساز تشبیه میکردند که با زخمه تقدیر یا عشق، نغمههای اسرارآمیز و فغان عمیق از آن جاری میشود.
جمعبندی و توضیح کامل زخمه در موسیقی
زخمه در موسیقی یکی از ارکان اساسی نواختن سازهای زهی-زخمهای است. این واژه هم به عمل فیزیکی به ارتعاش درآوردن تارها از طریق کندن یا ضربه زدن اشاره دارد و هم به عنوان نامی برای ابزار این کار (که امروزه بیشتر با نام مضراب یا پیک شناخته میشود) به کار میرود. ریشه این کلمه اصیل فارسی به واژه زخم برمیگردد که در گذشته مفهوم کلی ضربه زدن را داشته است.
تفاوت بنیادین این اصطلاح با سازهای کششی در متضاد آن یعنی آرشه نمایان میشود. در فرهنگ و ادبیات فارسی، زخمه فراتر از یک اصطلاح فنی، به عنوان یک استعاره غنی برای دمیدن روح، بیداری درونی و تحول دل توسط محرکی بیرونی یا الهی استفاده شده است.