معنی
واژهٔ «نژاده» صفت است و به فرد یا چیزی اطلاق میشود که دارای تبار پاک، گوهرین، شریف و بااصالت باشد. در متون کهن فارسی، این کلمه گاهی در نقش اسم و به معنیِ خودِ نژاد، اصل، نسب و خاندان نیز به کار رفته است.
یعنی چه
عبارت «نژاده» در زبان فارسی به کسی گفته میشود که از خانوادهای بزرگ و بااصلونسب برخاسته باشد؛ کسی که نجابت او ریشه در تبار پاک و اخلاق والایش دارد و رفتار او بازتابدهندهٔ این اصالت است.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف ادبی، رسمی و واژهنامهای به عنوان هممعنی و جایگزین برای صفت «نژاده» به کار میروند.
متضاد
کلماتی که مفهوم فرومایگی، نداشتن تبار مشخص یا برعکسِ اصالت و شرافت ذاتی را میرسانند.
هم خانواده
واژههایی که با «نژاده» همریشه هستند و همگی از کلمهٔ پایه و اصیل «نژاد» مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه یک کلمهٔ سره و اصیل فارسی است. ریشهٔ آن به واژهٔ «نژاد» در فارسی میانه و ایران باستان بازمیگردد که به صورت «ni-zāta» به معنی زادهشده یا فرودآمده بوده است؛ این واژه با پسوند نسبت و صفتساز «ـه» ترکیب شده است.
در جدول
واژهٔ «نژاده» دقیقاً از ۵ حرف تشکیل شده است. در طراحهای جدول کلمات متقاطع، معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «اصیل و نجیب» یا «بزرگزاده» مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
برگردانهای انگلیسی این واژه با توجه به بافت متن انتخاب میشوند؛ برای انسان کلماتی مانند Noble یا Highborn و برای جانداران ممتاز کلمه Thoroughbred مناسب است.
جمعبندی و توضیح کامل نژاده
واژهٔ «نژاده» یکی از کلمات سره، فاخر و اصیل زبان فارسی است که ریشهای کهن در زبانهای ایرانی باستان دارد. این کلمه در ادبیات کلاسیک و حماسی ما، بهویژه در شاهنامه فردوسی، جایگاه بسیار برجستهای دارد و به عنوان نمادی از حقانیت فرمانروایی، نجابت ذاتی و اصالتِ تبار پادشاهان، پهلوانان و حتی اسبهای ممتاز به کار رفته است.
در کاربرد شناسی قرآن، این لفظ به طور مستقیم نیامده است، چرا که واژهای کاملاً فارسی است؛ اما مفاهیمی مثل کرامت و شرافت انسانی در قرآن به تقوا پیوند خوردهاند. در زبان امروز، کلمهٔ نژاده کمتر در مکالمات روزمره شنیده میشود و بیشتر کاربردی رسمی، ادبی، آهنگین و شاعرانه دارد که برای ارجاع به پاکی ذات و اصالت خانوادگی افراد استفاده میشود.