یعنی چه
در علم و فلسفه، این اصطلاح دو معنای متمایز دارد: در فیزیک و کیهانشناسی (نسبیت عام اینشتین)، بعد چهارم همان «زمان» است که در کنار سه بعد مکانی، بافت فضا-زمان را میسازد. در ریاضیات و هندسه، بعد چهارم یک بعد فضایی انتزاعی و فرضی است که بر هر سه محور مکانی موجود (طول، عرض، ارتفاع) کاملاً عمود است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «بُعد» (بر وزن قفل) و «چهارم» (به سکون هاء و ضم ر) تشکیل شده است.
در جدول
در سوالات جدول، اگر منظور بعد چهارم فیزیکی باشد، پاسخ «زمان» است و در غیر این صورت خود ترکیب «بعد چهارم» مد نظر است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به صورت Fourth dimension یا واژه اختصاری 4D شناخته میشود.
در قرآن
اصطلاح علمی «بعد چهارم» در قرآن کریم وجود ندارد. ریشه واژه «بُعد» در آیات قرآن بارها به کار رفته، اما در آنجا صرفاً به معانی لغوی مانند «دوری از رحمت و هلاکت» (مانند أَلَا بُعْدًا لِّمَدْیَنَ) یا «مسافت و دوری مکانی و زمانی» (مانند أَمَدًا بَعِیدًا) اشاره دارد و ارتباطی با ابعاد هندسی ندارد.
نماد چیست
در هندسه، نماد بعد چهارم فضایی «تِسِرَکت» (Tesseract) یا ابَرمکعب است که به صورت مکعبی درون مکعب دیگر با رئوس متصل تصویر میشود. در فیزیک نسبیت نیز «ساعت» یا خط زمان به عنوان نماد این بعد شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بعد چهارم
مفهوم بعد چهارم یکی از جذابترین مباحث در مرز میان ریاضیات، فیزیک و فلسفه است. در دیدگاه کلاسیک ریاضی، ما با فضایی فرضی روبهرو هستیم که درک شهودی آن برای ذهن سهبعدی انسان ناممکن است، اما فرمولهای هندسی به راحتی ویژگیهای ساختارهایی مثل ابَرمکعب را در آن تحلیل میکنند. از سوی دیگر، آلبرت اینشتین با معرفی نظریه نسبیت، این مفهوم را از حالت انتزاعی خارج کرد و نشان داد که زمان، بعد چهارم واقعی جهان ماست.
نکته جالب توجه این است که قرنها پیش از فیزیک مدرن، ملاصدرا فیلسوف بزرگ ایرانی در نظریه «حرکت جوهری» خود استدلال کرد که اجسام علاوه بر سه بعد مکانی (طول، عرض و عمق)، دارای یک بعد ذاتی و سیال به نام زمان هستند که از وجود آنها تفکیکناپذیر است. این تقاطع میان نگاه فلسفی شرق و علم تجربی غرب، اهمیت و عمق مفهوم بعد چهارم را دوچندان میکند.