معنی
«بگذار» فعل امر از مصدر «گذاشتن» است که در دو مفهوم اصلی به کار میرود: نخست به معنی قرار دادن و نهادن فیزیکی یا انتزاعی چیزی در یک مکان، و دوم به معنی رها کردن، اجازه دادن و رخصت دادن به کسی برای انجام کاری.
یعنی چه
این واژه در ادبیات فارسی زمانی استفاده میشود که بخواهیم به کسی دستور یا درخواست انجام دو کار را بدهیم: یا شیئی را در محلی مستقر کند (مثلاً کتاب را روی میز بگذارد) یا اینکه مانع کار کسی نشود و به او اجازه و رخصت فعالیت بدهد.
هم خانواده
واژههای همخانوادهٔ «بگذار» همگی از ریشهٔ «گذاشتن» (با حرف ذال) مشتق شدهاند و بر مفاهیمی چون عبور، قرار دادن یا وضع کردن دلالت دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «فرمان به نهادن» یا «اجازه بده» میآید که پاسخ اصلی آن ۵ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و معنای مورد نظر در جمله، از معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی استفاده میشود؛ برای مفهوم اجازه دادن از Let و برای قرار دادن از Put یا Place استفاده میگردد.
به عربی
در زبان عربی برای ترجمهٔ دقیق این واژه باید به کاربرد آن دقت کرد؛ فعل امر «ضَعْ» معادل قرار دادن و افعالی مانند «دَعْ» یا «اِسمَحْ» معادل اجازه و رخصت دادن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بگذار
واژهٔ «بگذار» یکی از افعال امر پرکاربرد و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی و فارسی میانه دارد. این کلمه دو وجه معنایی کاملاً متمایز اما رایج را پوشش میدهد؛ از یک سو به معنای قرار دادن و مجسم کردن شیئی در یک مکان فیزیکی است و از سوی دیگر به مفهوم صادر کردن اذن، رخصت و اجازه برای انجام یک کار یا رها کردن یک وضعیت به کار میرود.
نکتهٔ بسیار مهم در نگارش این واژه، حفظ اصالت املایی آن با حرف «ذ» است. در زبان عامیانه و گفتارهای روزمره شکل شکستهای مانند «بزار» شنیده یا نوشته میشود که از نظر دستوری و لغوی کاملاً نادرست بوده و معنای زاری و گریه را تداعی میکند؛ بنابراین در متون رسمی و مکتوب همواره باید به صورت «بگذار» درج شود.
این واژه در ترجمههای فارسی قرآن کریم نیز کاربرد درخشانی دارد و به عنوان معادل دقیقی برای افعال امر عربی نظیر «اقذفی» (بگذار/بینداز) در داستان حضرت موسی یا «ذر» (واگذار کن) به کار رفته است که نشاندهنده ظرفیت بالای این فعل در انتقال مفاهیم دستوری و بیانی است.