یعنی چه
این واژه در اصل یک اسم واحد (اسم مره) در زبان عربی است و به یک عدد فضله یا سرگین خشک و گلولهایشکل از حیوانات چرنده و سمدار نظیر شتر، گوسفند، بز و آهو اشاره دارد که به عنوان وامواژه وارد متون کهن فارسی نیز شده است.
تلفظ
این کلمه به صورت مَفتوح در حرف اول و ساکن در حرف دوم یعنی بَعْـرَه (ba'rah) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این نشانگر در جدول کلمات متقاطع، خود واژه «بعرة» با ۴ حرف است که به معنای فضله حیوانی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، واژههای متفاوتی برای فضولات حیوانی کوچک وجود دارد که دقیقترین آنها برای فضله گلولهای Dropping یا Dung pellet است.
به عربی
از آنجا که خود واژه ریشه عربی دارد، برای اشاره به حالت جمع یا جنس آن از «بَعْر» استفاده میشود و برای فضولات گاو واژه «خثی» به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق، اصیل و رایج این کلمه در زبان فارسی واژههای «پشکل» یا «پشک» هستند که برای فضولات خشک و گلولهای حیواناتی مثل گوسفند و شتر استفاده میشوند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و اسلامی، این واژه دو نماد متفاوت دارد؛ از یک سو مظهر حقارت و کمارزشترین چیزهاست و از سوی دیگر بر اساس ضربالمثل معروف «البَعْرَة تدل على البعير»، نمادی برای استدلال شهودی و بدیهی از اثر به مؤثر (خالق) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بعرة
واژه «بعرة» یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که از ریشه سه حرفی (ب-ع-ر) گرفته شده و به معنای یک دانه پشکل یا سرگین خشک و گلولهایشکل حیوانات سمدار نظیر شتر، گوسفند و بز است. این واژه در گذشته کاربرد لغوی و ادبی داشته اما امروزه در زبان روزمره فارسی استفاده نمیشود.
شهرت اصلی این کلمه در فرهنگ اسلامی و ادبیات عرب به دلیل کاربرد نمادین آن در یک ضربالمثل منسوب به اعرابی بادیهنشین است که با استدلال سادهای بیان کرد همانطور که وجود یک پشکل (بعرة) در بیابان نشاندهنده عبور شتر (بعیر) است، نظام قانونمند جهان نیز نشانگر وجود آفریدگاری داناست. بنابراین، کلمه علاوه بر بار معنایی مادی خود، در متون کلامی و فلسفی قدیم به عنوان مثالی برای برهان انّی (پی بردن از معلول به علت) شناخته میشود.