یعنی چه
تفویض در مکتب معتزله یکی از کلیدیترین مباحث کلام اسلامی در زمینه جبر و اختیار است. معتزله برای دفاع از عدل الهی و فرار از دیدگاه جبرگرایانه، به این نظریه روی آوردند. آنها معتقد بودند خداوند پس از خلق انسان، قدرت و اختیار کامل انجام افعال را به خود او واگذار کرده است و انسان فاعل مستقل و علت تامه کارهای خویش است.
تلفظ
این اصطلاح از دو بخش واژهشناختی تشکیل شده است: «تفویض» بر وزن تفعیل و «معتزله» که اسم فاعل از باب افتعال در زبان عربی است.
در جدول
در سؤالات جدول کشوری و مذهبی، پاسخ این مفهوم کلامی دقیقا ۱۷ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون کلامی و فلسفی انگلیسی، برای رساندن این مفهوم معتزلی از واژگانی که بر اراده مطلق یا واگذاری تام قدرت دلالت دارند، استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این اصطلاح کلامی شامل واژگانی چون واگذاری کارها، سپردن اختیار، استقلال بندگان در کردار و نفی جبر الهی است.
در قرآن
واژه «تفویض» در قرآن با معنای مثبت و اخلاقی مانند توکل و سپردن کار به خدا آمده است؛ مانند آیه ۴۴ سوره غافر: «وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ». نکته مهم این است که تفویض به معنای کلامی معتزله (استقلال کامل انسان از قدرت خدا) اصلاً در قرآن نیامده و در آیات متعدد نفی شده است.
جمعبندی و توضیح کامل تفویض در مکتب معتزله
تفویض در مکتب معتزله یکی از ارکان مهم فکری این جریان کلامی برای تبیین رابطه میان قدرت خدا و اختیار انسان است. معتزلیان با هدف صیانت از اصل «عدل الهی» استدلال میکردند که اگر خداوند انسان را مجبور به انجام کاری کند و سپس او را عقاب یا ثواب دهد، ظالمانه خواهد بود؛ بنابراین، عقیده داشتند که خداوند قدرت انجام فعل را به طور کامل به انسان تفویض و واگذار کرده است.
با این حال، این دیدگاه تندروانه در مقابل جبرگرایی اشاعره قرار داشت و مایه انتقادات فراوانی از سوی سایر مذاهب اسلامی شد. مخالفان معتزله معتقد بودند که این نوع تفویض، قدرت مطلق و خالقیت خدا را محدود میکند و انسان را شریک خدا در آفرینش افعال میسازد. در این میان، مکتب امامیه راه میانهای را با عنوان «امر بین الامرین» برگزید که نه جبر مطلق اشاعره بود و نه تفویض مطلق معتزله.