یعنی چه
این واژه برای توصیف هر ساختار، نظم یا وضعیتی به کار میرود که شیرازه و پیوستگی آن بهطور کامل از هم گسسته و دچار آشفتگی شدید شده باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «دَرهَمگُسیخته» (dar-ham-gosixte) است.
در جدول
در کلمات متقاطع، این واژه به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «آشفته و از هم پاشیده» یا «مضمحل» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از واژههای فوق برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
واژههای متلاشی، گسسته، متفرق، پراکنده، مضمحل، شکننده و منقطع به عنوان مترادف، و کلمات منسجم، پیوسته، یکپارچه، منظم و متحد به عنوان متضاد آن در زبان فارسی شناخته میشوند. همخانوادههای آن از ریشه گسیختن شامل گسیخته، گسسته، گسست و گسیختگی است.
نماد چیست
در نشانهشناسی و روانشناسی، این عبارت نمادی از هرجومرج شدید، فروپاشی درونی (مانند بیماری اسکیزوفرنی که روانگسیختگی نامیده میشود) و از بین رفتن کامل نظم یک تمدن یا ساختار است. همچنین در تعابیر قرآنی، مفهوم آن با آیاتی که فروپاشی و سست شدن جهان در آستانه قیامت را توصیف میکنند (مانند آیه ۱۶ سوره حاقه) همخوانی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل درهم گسیخته
واژه «درهمگسیخته» یک صفت ترکیبی اصیل در زبان فارسی است که از پیشوند «درهم» به معنای آشفته و صفت مفعولی «گسیخته» (از فعل گسیختن) تشکیل شده است. این کلمه به بهترین شکل وضعیت عینی یا انتزاعی ساختارهایی را توصیف میکند که تمام پیوندها و اتصالات درونی خود را از دست داده و به سمت نابودی و تفرق پیش رفتهاند.
از نظر کاربردی، این واژه هم در ادبیات کلاسیک برای توصیف امور مادی و معنوی فروپاشیده به کار میرود و هم در اصطلاحات مدرن روانشناسی و جامعهشناسی برای اشاره به پدیدههایی که دچار گسست و اختلال شدید ساختاری شدهاند، جایگاه ویژهای دارد.