یعنی چه
این عبارت در لغت به معنای «نیرومند و توانا به اتکا و یاری خداوند» است. از نظر تاریخی، این ترکیب بیشتر به عنوان یک لقب سلطنتی و مذهبی شناخته میشود که مشهورترین دارنده آن، جعفر بن احمد معتضد، هجدهمین خلیفه عباسی (المقتدر بالله) بوده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [مُقتَدِر بِالله] است که از دو بخش «مقتدر» (اسم فاعل) و «بالله» (جار و مجرور) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ پرسشهایی نظیر «لقب هجدهمین خلیفه عباسی» یا «توانا به یاری خدا» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای اشاره به شخصیت تاریخی خلیفه عباسی از نگارش لاتین نام او استفاده میشود و برای بیان مفهوم لغوی آن، عباراتی که نشاندهنده قدرت به وسیله خداست به کار میرود.
به عربی
این عبارت اصالتاً عربی است و در متون تاریخی و دینی اسلام به همین صورت با الف و لام یا بدون آن استعمال میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این عبارت شامل مفاهیمی چون «نیرومند به یاری خدا»، «توانا به امر الهی» و «صاحب اقتدار خدادادی» است.
در قرآن
عین ترکیب «مقتدر بالله» در متن قرآن مجید وجود ندارد؛ اما واژه «مُقْتَدِر» به تنهایی به عنوان یکی از نامها و صفات الهی چندین بار ذکر شده است؛ از جمله در آیه ۴۲ سوره قمر (...أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ) و آیه ۵۵ سوره قمر (عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) که به قدرت مطلقه خداوند اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مقتدر بالله
عبارت «مقتدر بالله» ترکیبی عربی با ریشه «قدر» است که در لغت مفهوم توانا و نیرومند شدن به واسطه و اتکای خداوند را میرساند. این کلمه از نظر ساختار زبانی اسم فاعل از باب افتعال همراه با ترکیب جار و مجرور است و واژگانی نظیر قادر، قدیر و اقتدار با آن همخانواده هستند.
در تاریخ سیاسی و اسلامی، این عبارت بیش از آنکه به عنوان یک صفت عام استفاده شود، به عنوان یک لقب رسمی و سلطنتی کاربرد داشته است. معروفترین ملقب به این نام، هجدهمین خلیفه عباسی بوده که حکومت او در قرون سوم و چهارم هجری نمادی از دوران ضعف تدریجی خلافت و تسلط ترکان بر امور بغداد بود. در فرهنگ سیاسی آن زمان، انتخاب چنین لقبی نشاندهنده تلاش برای کسب مشروعیت الهی برای قدرت حاکم بوده است.
اگرچه خود این ترکیب دو کلمهای در قرآن نیامده است، اما ریشه و خود واژه «مقتدر» به عنوان یکی از نامهای حسنای الهی در آیات قرآنی برای توصیف پادشاهی و توانایی بینقص خداوند به کار رفته و جایگاه والایی در ادبیات عرفانی و کلامی دارد.